all you need
all you need you can find in my blog


به شکار خون اشام ، گرگینه ، مومیایی ، انسان ، گرگمرد و ... برو و حالشو ببر ....

حتی شما dial-up ها هم از بازی به صورت انلاین لذت ببرید .

bitefight


?بهنام | در 1387/9/21 ساعت 11:53 | پیوند | [ 1 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
فروش ويژه

برای خرید و فروش ویژه به سایت مناقصه و مزایده ایران مراجعه کنید .

برای خرید این سایت/وبلاگ کلیک کنید


?بهنام | در 1387/6/27 ساعت 01:58 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
حاميان شيطان

 

با توجه به فعالیت گسترده فرقه های ظاله ما بر ان شدیم تا طرحی را به عنوان طرح دستهای کوچک  اجرا کنیم در این طرح شما با دانلود فایل pdf زیر یک طرح دوصفحه ای ( یک برگه ای ) و با چاب این برگه به تعدادی که استتاعت ان را دارید و یا شما دوستان وبمستر که دارای وبلاگ و وبسایت و یا سایت هستید با گذاشتن و کپی کردن این مطلب در وبلاگ و وبسایت و یا سایت خود و پخش ان به جلوگیری از گسترش این فرقه های ظاله کمک کنید که حتماً اجر معنوی ان هم در این دنیا و هم در ان دنیا حساب میشه ... شک نکنید چون شما با این کار یه راهنما هستید و اجرتان با خود خدا و امام زمان هست ....

لینک دانلود فایل pdf : حامیان شیطان ( ۱/۲ mb )

لینک دانلود فیل فشرده شده که به نرم افزار winrar برای خارج کردن از حالت فشرده نیاز دارید : حامیان شیطان ( mb ۱/۸ )

لینک دانلود نرم افزار winrar : لینک دانلود  (۱/۱ mb )

دانلود نرم افزار ولایت تولبار : دانلود ولایت تولبار ( ۱/۱ mb )


?بهنام | در 1387/3/13 ساعت 12:00 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
بر می گردم

سلام ! چطورید ؟

نظرات قلیل دل من ذلیل شماها ....

انشا الله دوباره در تیر ماه بعد از امتحانات میام و وبلاگ و می ترکونم .

پس فعلا تا ترکوندن وبلاگ خداحافظ .


?بهنام | در 1387/2/29 ساعت 01:57 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
احتمال تعطيلی جايگاه های بنزين سراسر كشور

رئيس سنديكاي جايگاه داران بنزين خبر داد: احتمال تعطيلي جايگاه هاي بنزين سراسر كشور


خبرگزاری اقتصادی ایران: جايگاه داران سراسر كشور با تهيه نامه اي خطاب به مدير عامل شركت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي تا 20 اسفند به اين شركت براي جبران ضرر و زيان اعضاي اين سنديكا مهلت دادند.

 "بيژن حاج محمد رضا" رئيس سنديكاي جايگاه داران بنزين كشور، در جمع تعداد كثيري از صاحبان و مالكان جايگاه هاي بنزين ، در تشريح اين نامه مكتوب، گفت: در اين نامه اعلام كرديم كه جايگاه داران براي اداره مجاري هاي عرضه بنزين ناتوان بوده و در صورت عدم حمايت شركت ملي پالايش و پخش اداره اين بخش را رها خواهند كرد.

 وي ادامه داد: تعطيلي جايگاه هاي بنزين به دليل ورشكستگي صاحبان و مالكان آنها بوده و اعلام كرديم حاضريم با واريز 500 ميليون تومان به حساب شركت ملي پخش و شش ماه كار بدون كارمزد زمين جايگاه خود را از پمپ بنزين به چيز ديگري تغيير كاربري بدهيم.

 تخلف شركت ملي پخش

 او از تاريخ 20 اسفند ماه امسال به عنوان پايان مهلت داده شده به شركت ملي پالايش وپخش نام برد و اظهار داشت :شركت ملي پخش فرآورد هاي نفتي طي دو بخش نامه پيش از اجراي طرح سهميه بندي اعلام كرد كه كارمزد جايگاه داران را بر اساس فروش سال 85آنها وبا 10 درصد اضافه از محل صرفه جويي اين طرح پرداخت خواهد كرد.

 حاج محمد رضا با اشاره به افت 45 درصدي فروش جايگاه داران پس از اجراي سهميه بندي ، يادآور شد : تاكنون شركت ملي پخش به اين تعهدات خود عمل نكرده كه اين تخلف است و مديران مناطق هم با پيروي از اين مجموعه به هيچ كدام از تعهدات قبلي خود پايبند نيستند.

 تعطيلي 80 درصد جايگاه هاي گاز با آغاز سرما

 رئيس سنديكاي جايگاه داران در خصوص آخرين وضعيت جايگاه هاي عرضه گاز نيز ، توضيح داد: با شروع سرما ميزان فشار گاز جايگاه هاي سي ان جي به شدت كاهش يافت و هم اكنون بيش از80 درصد اين جايگاه ها تعطيل شده اند


?بهنام | در 1386/11/7 ساعت 12:38 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
درخواست وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی برای آزادی یک زندانی سیاسی

به گزارش دریافتی، شعبه یک معاونت امنیتی دادسرای انقلاب تهران  به ریاست قاضی موسوی اقدام به صدور قرار وثیقه های سنگین برای سعید متین پور و دیگر فعالین زنجانی در بند ۲۰۹ زندان اوین نمود.

دادگاه برای سعید متین پور قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی و برای علیرضا متین پور قرار وثیقه ۱۲۰میلیون تومانی و برای بهروز صفری قرار ۱۲۰ میلیون تومانی و برای لیلا حیدری قرار ۸۰ میلیون تومانی و برای جلیل غنی لو قرار وثیقه ۸۰ میلیون تومانی  صادر کرد.

خانواده زندانیان به این قرارها اعتراض نموده اند وعنوان کردند که توان پرداخت چنین وثیقه هایی را ندارند.

همچنین بهروز صفری طی تماس تلفنی کوتاهی از زندان اوین اعلام کرده است که نمی خواهد با پرداخت چنین وثیقه ای آزاد شود


?بهنام | در 1386/11/7 ساعت 12:34 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
درگيری در کوی دانشگاه

فعالان حقوق بشر در ايران

روز گذشته در پي حرکتي خودجوش در اعتراض به وضعيت بد صنفي و همچنين نسبت به حکم هاي کميته انضباظي " دانشجويان دانشگاه تهران در سلف غذاخوري کوي دانشگاه دست به اعتصاب غذا و تحصن زدند.

اين تحصن که از حدود ساعت 12 ظهر  و با جمعيتي حدود 150 نفر آغاز شده بود با افزايش جمعيت تا 1500 نفر تا ساعت 4  بعد ازظهر ادامه يافت.

دانشجويان در ادامه تحصن ديروز خود بدليل بي کفايتي رياست دانشگاه خواستار استعفاي وي شدند.

اما امروز نيز در ادامه تحصن روز گذشته مطابق اطلاع رساني که توسط فعالان دانشجويي صورت گرفته بود در ساعت 7 بعدار ظهر تجمعي ديگر در همان مکان قبلي شکل گرفت که اين بار با سر دادن شعار :" دانشجو مي ميرد ذلت نمي پذيرد " و خواندن سرودهاي اي ايران و يار دبستاني رنگ و بوي سياسي به خود گرفت و دانشجويان با حرکت به سوي درب اصلي کوي دانشگاه اقدام به شکستن درب نموده و به خيابان امير آباد وارد شدند و به اشغال  انبار غذايي امير آباد دست زدند  که اين عمل آنها با واکنش سربع پليس روبرو شد به صورتي که پليس اقدام به پرتاب گاز اشک آور يه سوي دانشجوبان نمود.

تا لحظه تنظيم خبر گزارشي از افراد بازداشتي و زخمي احتمالي گزارش نشده است. ساعت 43/22


?بهنام | در 1386/11/7 ساعت 12:31 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
برلوسكونی آماده بازگشت به قدرت در ايتاليا

پس از سقوط دولت رومانو پرودي نخست وزير ايتاليا طي چند روز گذشته، سيلويو برلوسكوني رهبر مخالفان و نخست وزير پيشين اين كشور آمادگي خود را براي بازگشت به قدرت در ايتاليا اعلام كرد.

 به گزارش فارس به نقل از رويترز، سيلويو برلوسكوني، نخست وزير پيشين ايتاليا اعلام كرد، بار ديگر آمادگي دارد براي نجات دولت ايتاليا از بحران كنوني وارد صحنه سياسي اين كشور شود.

وي در پي استعفاي رومانو پرودي كه روز پنجشنبه به علت راي عدم اعتماد سناي اين كشور صورت گرفت، اظهار داشت: ما بايد انتخاباتي زودهنگام براي تعيين دولت جديد برگزار كنيم و كارهاي بسيار مهمي را پيش رو داريم.

بنا بر نظر كارشناسان و نظرسنجي هاي انجام شده، در صورت برگزاري انتخابات فوري در ايتاليا، حزب راست ميانه رو پيروز خواهد شد.

برلوسكوني كه طي هفته گذشته براي سقوط دولت پرودي لحظه شماري مي كرد هم اكنون از گزينه هاي مطرح حزب راست ميانه رو به شمار مي رود.

دولت ايتاليا پنجشنبه گذشته در پي راي عدم اعتماد از سناي اين كشور و استعفاي رومانو پرودي سقوط كرد. رئيس جمهور اين كشور در حال حاضر در حال بررسي راه حل‌هاي ممكن براي بحران كنوني ايتالياست.

برلوسكوني از متحدین آمریکا در جنگ علیه رژیم سابق عراق بود و برخلاف دولت رومانو پرودی، مواضع او در قبال رژیم تهران به واشنگتن نزدیک است


?بهنام | در 1386/11/7 ساعت 12:30 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
واردات ايران طی پنج سال گذشته دو برابر شده است

صندوق بين المللي پول در تازه ترين گزارش خود اعلام كرد ميزان واردات ايران طي سال 2007 ميلادي به شدت افزايش داشته است.

به گزارش خبرگزاري اقتصادي ايران، صندوق بين المللي پول ضمن اعلام اين خبر افزود : ميزان واردات ايران طي سال 2007 ميلادي به بيش از 40 ميليارد دلار رسيده است و اين رقم در سال 2002 كمتر از 18 ميليارد دلار بوده است .

 بنابراين گزارش، واردات ايران طي 5 سال گذشته دو برابر شده است .

 صندوق بين المللي پول اضافه كرد: طي سال گذشته ، ميزان صادرات چين به ايران از كل صادرات كشورهاي اروپايي بيشتر بوده است .

 اين گزارش افزود: مهمترين صادر كنندگان كالا به ايران طي سال 2007 كشورهاي چين ، امارات ، كره جنوبي ، روسيه و هند بوده اند . آلمان، سوييس، فرانسه، ايتاليا و انگليس ساير صادر كنندگان بزرگ كالا به ايران به شمار مي روند

داخل پرانتز :

(( البته واردات بی رویه باعث از بین رفتن فرصت های شغلی و افزایش تورم و ...می شود ))


?بهنام | در 1386/11/7 ساعت 12:26 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
نامه سفیر رژیم در سوئد به سازمان گزارشگران بدون مرز

 

نامه سفیر جمهوری اسلامی در سوئد به سازمان گزارشگران بدون مرز و اعتراض به اهدا جایزه سالانه آزادی مطبوعات به عدنان حسن پور

بعد از اینکه سازمان گزارشگران بدون مرز- واحد سوئد جایزه سالانه آزادی مطبوعات خود را به عدنان حسن پور، روزنامه نگار دربند جمهوری اسلامی اهدا نمود؛ سفیر رژیم  در نامه ای به گونل ورنر، رئیس سازمان گزارشگران بدون مرز ، نسبت به اهدای این نامه اعتراض کرده است.

حسن قشقایی در این نامه به اظهارات "صالح نیکبخت" وکیل عدنان حسن پور در رسانه های مختلف استناد نموده و به اعترافات عدنان حسن پور اشاره داشته است. و اینکه اتهامات عدنان حسن پور طبق گفته وکیل ایشان و اعترافات خود او، مطبوعاتی نیستند؛ به همین سبب وی استدلال کرده این جایزه شایسته اهدا به عدنان حسن پور نیست.

شایان ذکر است که سازمان گزارشگران بدون مرز- واحد سوئد نیز طی نامه ای رسمی به سفارت جمهوری اسلامی در سوئد، پاسخ این نامه را ارسال کرد.

در زیر متن نامه حسن قشقایی، سفیر جمهوری اسلامی در سوئد به سازمان گزارشگران واحد سوئد به فارسی و سوئدی می آید:

سرکار خانم  گونل  ورنر
مدیر محترم سازمان گزارشگران بدون مرز – واحد سوئد
سلام

اینجانب از طریق سایت شما و رادیو بین المللی سوئد( پژواک) [بخش فارسی رادیو بین المللی سوئد] مطلع شدم که سازمان شما تصمیم دارد جایزه سال 2007 آزادی مطبوعات را در روز 20 فوریه 2008 در محل وزارت امورخارجه سوئد به نماینده آقای عدنان  حسن پور روزنامه نگار محکوم به اعدام  در ایران، اعطاء نماید و همچنین بنا دارد درهمین خصوص اعتراض جدی به سفارت جمهوری اسلامی  ایران در سوئد بنماید .  شما در روز 21 ژانویه 2008، در مصاحبه با بخش فارسی رادیو بین المللی سوئد ( پژواک) در توضیح علت تخصیص این جایزه به ایشان اظهار داشته اید: " در کشوری که رژیمی  سرکوبگر مانع خبررسانی آزاد روزنامه نگاران می شود، او جرات کرده است که انتقادی بنویسد و به همین دلیل به مرگ محکوم شده است " . این ادعا در حالیست که آقای صالح نیکبخت وکیل مدافع آقای عدنان حسن پور، ( از وکلای شناخته شده ایران که بارها اظهارات وی مورد استناد سازمان گزارشگران بدون مرز قرار گرفته است ) بلافاصله پس از مصاحبه شما، در گفتگوی جداگانه با همان شبکه رادیوئی ، صراحتا اعلام می دارد که " آقای عدنان حسن پور درسال گذشته به اتهامی غیر از شغل روزنامه نگاری دستگیر ومحکوم شده است".
علاوه بر این ،  آقای صالح نیکبخت ، وکیل عدنان حسن پور، سال گذشته  پس از دستگیری وی  در گفتگوئی که در رسانه های مختلف از جمله در سایت اینترنتی "بی بی سی" مورخ 9 نوامبر 2007 بازتاب یافته است، صراحتا اعلام نمود که " عدنان حسن پور درتوضیحاتی بیش از 140 صفحه ای  اعتراف کرده است که  با دستگاهی که از جانب افرادی  در کردستان عراق  در اختیار وی  قرار داده شده بود، از پایگاه های نظامی در غرب ایران  تصویر و نقشه تهیه کرده و به یکی ازسازمان های مخالف جمهوری اسلامی  که در کردستان عراق مستقر می باشد، انتقال داده بود . وی همچنین اعتراف نمود که با فردی در وزارت امور خارجه آمریکا ارتباط برقرار کرده واز او خواسته بوده است که تا این وزارت خانه،  دفتری در زمینه امورایران در کردستان عراق برپا کند تا کسانی که می خواهند با دولت آمریکا تماس برقرار کنند ناچار به پرداخت هزینه گزاف سفر به دوبی نشوند . آقای نیکبخت می افزاید ، عدنان حسن پور،همچنین اعتراف کرده است  که  دو نفر را که  در ارتباط با اقدامات خرابکارانه در جنوب ایران تحت تعقیب قرار داشتند، به کردستان عراق فراری داده است." آقای نیکبخت می گوید: "موکل او علاوه بر اعترافات کتبی در گفتگو هائی که با وی داشته نیز  این اعترافات را بیان کرده است ".
چنانچه ملاحظه فرمودید  آقای نیکبخت ، وکیل مدافع عدنان حسن پور، در پاسخ به این موضوع که احتمالا اعترافات عدنان حسن پور تحت فشار صورت گرفته است به صراحت گفت که موکل وی  علاوه بر اعترافات کتبی در گفتگوی شخصی  با وی  نیز این اعترافات واظهارات را تکرار کرده است .

سرکار خانم گونل  ورنر
 آقای نیکبخت، وکیل قانونی عدنان حسن پور، درهمان گفتگوی رادیوئی که بلافاصله پس ازمصاحبه شما پخش شد، با اشاره  تلویحی  به  برخی اعتراضات وفشار های وارده سیاسی  بر ایشان بخاطر بیان اعترافات عدنان حسن پور و اینکه اتهامات وی هیچ ارتباطی با کار خبرنگاری وی ندارد می گوید: "خوشبختانه آن جو سازی که بعضی رادیو ها به نام دفاع از مردم ( ایران) و دمکراسی عمل کردند، روشن شد که بسیار غیر دمکراتیک عمل نموده اند، حتی بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز اشتباه اولیه خود را بعد ها تصحیح نمود و متوجه شدند که یک وکیل طبق پرونده عمل می نماید و یک وکیل آدمی سیاسی کار نیست که به نفع گروه و دسته وحزب سیاسی عمل نماید ".

سرکار خانم گونل  ورنر
 حال با این توضیحات  مستدل و روشن  وکیل حقوقی آقای " عدنان حسن پور"، ازجنابعالی که سابقه روشن کار روزنامه نگاری وخبرنگاری در کشور سوئد دارید، می پرسم کدام  بخش از اتهامات آقای حسن پور به کار روزنامه نگاری ارتباط دارد؟
- چرا درحالیکه وکیل مدافع وی می گوید" موارد اتهامی آقای عدنان حسن پور هیچ ارتباطی با کار روزنامه نگاری ندارد"، شما می گوئید " چون وی انتقادی می نوشت به مرگ محکوم شده است " ؟ .
- آیا فردی به صرف اینکه چند مقاله در یک روزنامه محلی می نویسد، می تواند اقدام علیه  تمامیت ارضی و امنیت ملی یک کشور نماید ؟ در کجای جهان چنین چیزی مجاز است؟
آیا چنین اقدامی حیثیت هزاران خبرنگار آزاده و شرافتمند را که صادقانه برای پیشبرد مردم سالاری ودمکراسی و تقویت حقوق بشر در سراسر جهان تلاش می نمایند، لوث نخواهد کرد ؟
- آیا بزرگترین دشمن حقوق بشر و دمکراسی  استفاده  ابزاری  از افراد و اعمال استاندارهای دوگانه از اصول مترقی حقوق بشری ، به منظور بهره برداری های سیاسی نیست ؟

سرکار خانم گونل  ورنر
 در این  نامه همچنین مایلم  به اظهارات شما در خصوص کشورم  ایران که  به  توصیف  شما :  "  کشوری که رژیمی سرکوبگر مانع خبررسانی آزاد روزنامه نگاران می شود ..." پاسخ دهم .
جهت اطلاع شما ، همین رادیوئی که سرکار عالی  با آن مصاحبه نمودید (رادیو بین المللی سوئد) چندین سال است که در تهران ، پایتخت ایران ، دو خبرنگار فعال  دارد که تا کنون آزادانه صدها گزارش انتقادی ازمسائل گوناگون جاری در کشور را تهیه و پخش نموده اند ، علاوه بر آن تعداد زیادی از خبرنگاران و نمایندگان جراید و بنگاه های خبری از کشورهای مختلف در تهران حضور دارند و ازکشور شما (سوئد) نیز تا کنون دهها خبرنگار به ایران اعزام شده و گزارش های آزاد  تهیه نموده اند ، و درحال حاضر نیز چند  تن از آنها در انتظار دریافت ویزای سفر به ایران برای کار خبرنگاری هستند.

در پایان امیدوارم با مساعدت شما زمینه عمل متقابل فراهم شده و به زودی شاهد افتتاح دفتر نمایندگی  رسمی رادیو و تلویزیون ایران در استکهلم  باشیم ، تا در پرتو این تبادل آزاد اخبار، زمینه گسترش بیش از پیش روابط  دوجانبه دو کشور و ملت  دوست ایران و سوئد ، به ویژه درعرصه های فرهنگی و رسانه ای فراهم گردد . منتظر پاسخ شما هستم.

حسن قشقاوی -  سفیر جمهموری اسلامی ایران در استکهلم
Stockholm, 2008-01-23

متن این نامه به زبان سوئدی در پی می آید:

Till Gunnel Werner
Ordförande Reportrar utan Gränser
JMK – Journalisthögskolan
Box 27861
115 93 Stockholm

Bästa Fru Werner,

Jag har via Er hemsida samt via Sveriges Radios Internationella program ”Pejvak” fått information om att Er organisation beslutat att utdela Reportrar utan gänsers pressfrihetspris för 2007 till den kurdisk iranske journalisten Adnan Hassanpour, som i Iran dömts till döden, samtidigt som ni framför starka protester mot den Iranska Ambassaden i Stockholm. Priset delas ut den 20 februari, 2008 i utrikesdepartementets lokaler i Stockholm.

I en intervju med Sveriges Radios Internationella program den 21 januri 2008, angav ni följande motivering för priset ” I ett land där en repressiv regim hindrar journalister från att rapportera fritt vågade han skriva kritiskt. För det dömdes han till döden”. Detta uttalande gjordes samtidigt som Mr. Saleh Nikbakht, den anklagades advokat, en i Iran mycket välkänd sådan, vars uttalanden citerats av er organisation vid ett flertal tillfällen, direkt efter er intervju i samma sändning uttalade att Mr. Hassanpour arresterats på grunder som inte hade något med hans journalistiska gärningar att göra.

 Mr. Saleh Nikbakht, den anklagades advokat har efter hans klients arrestering förra året i intervjuer med olika media bland dem BBC, som den 9 november 2007 publiserade advokatens uttalande på sin hemsida, sagt följande: Mr. Hassanpour har i ett skriftligt uttalande som omfattar 140 sidor, erkänt att han mottagit utrustning från en person i den Kurdiska delen av Irak. Utrustningen hade till uppgift att avbilda och överföra känsliga bilder och kartor från en Iransk militärbas i västra delen av Iran till en Iransk oppositions organisation i den Kurdiska delen av Irak.

 I dokumentet erkände han också att han hade kontakt med en person inom den amerikanska utrikesförvaltningen samt att han hade begärt av denne utrikesrepresentant att ett kontor skulle upprättas i den Kurdiska delen av Irak för att underlätta kontakter för dem inom den Iranska oppositionen som önskade komma i kontakt med den amerikanska myndigheten då det för närvarande finns det ett sådant kontor i Dubai, men om det fanns ett i den Kurdiska delen av Irak skulle det underlätta för den Iranska oppositionen och vara mindre kostsamt att komma i kontakt med.

Vidare erkände Mr. Hassanpour i samma dokument att han hjälpt två personer som hade gripits i samband med ett sabotage i södra Iran, att fly till den Kurdiska delen av Irak.

Advokaten berättar att hans klient i muntliga samtal med honom återigen bekräftat sin skriftliga bekännelse även efter att den blivit uppmärksammad i media och det blivit sagt att han pressats till sin bekännelse.


Bästa Fru Werner,

I samma intervju pekar Mr. Nikbakht indirekt på att vissa protester och politiska påtryckningar mot honom för hans återgivande av sin klients erkännande och det faktum att hans anklagelser inte har med dennes journalistiska verksamhet att göra, samt angående de protester, politiska tryck och propaganda som uppkommit till försvar för hans klient, att i själva verket är dessa ett uttryck för icke demokratiska handlingar samt att t.o.m den Iranska avdelningen av organisationen Reportrar utan gränser hade korrigerat sig genom att medge att en advokat inte bör ta politisk hänsyn i ett mål utan enbart hålla sig till målets fakta samt representera klienten och ingen annan.

Bästa Fru Werner,

Med hänvisning till detta uttalande från Mr. Hassanpours advokat, så vill jag gärna fråga er, i egenskap av erfaren Svensk journalist, vilka delar av anklagelserna mot honom som ni anser berör hans journalistiska verksamhet?
Hur kan det komma sig att hans advokat säger att anklagelserna mot honom inte har något med hans journalistiska verksamhet att göra medan ni säger att han på grund av sin kritiska rapportering dömts till döden?
Även om han i sin egenskap av journalist skriver några kritiska artiklar i den lokala pressen rättfärdigar det då att han agerar mot nationella intressen och territoriell integritet? Var i världen är det tillåtet?

Genom att ge detta pris till Mr. Hassanpour i hans egenskap av journalist har ni förstört den verkliga bilden av journalistik för tusentals fria journalister i deras arbete världen över. Det största hotet mot demokrati och mänskliga rättigheter är att förmå människor att använda dubbla måttstockar för att uppnå vissa politiska mål.

Fru Werner,

Vidare skulla jag i detta brev till er vilja bemöta er beskriving av mitt land som ”ett land där en repressiv regim hindrar journalister från att rapportra fritt..”enligt följande: För er information kan jag nämna att radion som gjorde inervjun med er (Sveriges radio) sedan flera år tillbaka har två aktiva journalister placerade i Tehran. Dessa har under årens lopp lämnat hundratals kritiska rapporter om olika aktuella händelser i Iran. Det finns även ett flertal aktiva journalister som representerar olika Nyhetsbyråer och TV-bolag världen över som är aktiva i Iran och från Sverige har journalister besökt och fritt rapporterat från Iran under årtionden. Just nu finns det journaliser som väntar på visum för att åka till Iran och fortsätta den fria rapporteringen.

Slutligen hoppas jag att vi med er hjälp kan bana vägen genom ömsesidiga åtgärder så att vi i slutändan kommer att få se öppnandet av ett officiellt kontor med representanter för Iransk radio och TV här i Stockholm så att vi ytterligare kan få ett utbyte av nyheter till stånd och genom detta stärka de ömsesidiga vänskapliga relationerna mellan våra länder, speciellt inom den kulturella och massmediala sektorn.

Jag ser fram emot ert svar.

Hassan Ghashghavi
Ambassadör
Islamiska Republiken Irans
Ambassad

 


?بهنام | در 1386/11/7 ساعت 12:24 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
خودداری دانشگاههای اردن از ثبت نام دانشجويان ايرانی

روزنامه اعتماد: خودداري از ثبت نام ايراني ها؛ شنيديم دانشگاه هاي اردن از ثبت نام دانشجويان ايراني در رشته هاي مهندسي خودداري کرده اند. بخشنامه دولت اردن علت اين امتناع را «تحريم آموزشي ايران در قطعنامه سازمان ملل» عنوان کرد.


?بهنام | در 1386/11/7 ساعت 12:21 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
رد صلاحیتها

 

در آستانه انتخابات مجلس هشتم در ایران: تقریبـا همه "اصلاح طلبـان" رد صلاحیت شـده اند و تک قطبی مسلط گردیـده است.
یک روز مانده به پایان مهلت اعتراض به رد صلاحیتهای داوطلبان نامزدی در انتخابات مجلس هشتم در ایران، رسانه های خبری گزارشی را تائید کردند که در آن گفته شده بود شمار بسیار زیادی از افراد جناح مخالف احمدی نژاد رد صلاحیت شده اند و رئیس جمهوری اسلامی ایران همانگونه که پیشتر نیز تهدید کرده بود، از نامزدی همه نمایندگان مجلس هفتم که به سیاستهای او اعتراض کرده بودند جلوگیری کرده است.

در این گزارشها گفته شده که تنها از میان نمایندگان مجلس هفتم، دست کم 103 نفر از شرکت در انتخابات مجلس هشتم محروم شده اند که بی تردید چنین اقدامی جنبه سیاسی دارد و هدف آن است که مجلس آینده یک مجلس مطیع و آرام باشد و به دولت اجازه دهد بدون نظارت و اعتراض برنامه ها و دیدگاههای خود را پیش برد و از هر گونه انتقادی مصون باشد.

در حالی که شورای نگهبان باید تنها بر اساس مسلمان بودن و اعتقاد به رژیم داشتن به بررسی صلاحیت داوطلبان نمایندگی بپردازد، میزان موافقت یا مخالفت با برنامه های دولت – یعنی معیارهای سیاسی و سرکوبگرانه مورد توجه بوده است. شگفت انگیز است که در یک دوره انتخابات، فردی به حد کافی مسلمان و معتقد به رژیم است و به نمایندگی مجلس راه می یابد و در مورد مجلس بعدی سلب صلاحیت می شود.

گزارشهای روزهای اخیر نشان می دهد که تقریبا همه اعضای جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران که به گروه موسوم به "اصلاح طلب" تعلق دارند رد صلاحیت شده اند و نخواهند توانست برای راه یافتن به مجلس هشتم به رقابت آزاد بپردازند. این گروهها که خود را "خادم به انقلاب و رژیم" می دانند، از جانب شورای نگهبان به حد کافی مسلمان و معتقد به نظام شناخته نشده اند – که در واقع تنها علت محرومیتشان آن است که از نظر سیاسی و برنامه ای، با جناح رقیب اختلاف نظر دارند.

عبدالله ناصری سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان گفت: رد صلاحیتهای فله ای نشان می دهد دغدغه خاطر حجت الاسلام محمد خاتمی در مورد سلامت انتخابات کاملا به جا بوده است.

حجت الاسلام پورمحمدی وزیر کشور در پاسخ به این اعتراض گفت: ثبت نام فله ای، رد صلاحیت فله ای را نیز به دنبال می آورد. او گفت: در واقع دولت برای کمک به شهروندان و راهنمائی آنان در جریان انتخاب نماینده مورد علاقه خود، شمار زیادی از داوطلبان را حذف کرده است. او توضیح نداد که اگر چنین است، پس چرا حتی در مدت کوتاهی که برای فعالیت انتخاباتی باقی مانده، نامزدهای انتخاباتی حق نخواهند داشت پوسترهای عکس دار خود را منتشر سازند تا مردم دست کم با چهره آنان آشنا شوند.

سرتیپ پاسدار افشار رئیس ستاد انتخاباتی کشور نیز در توجیه رد صلاحیتهای فله ای گفت: تنها سه هزار نفر به علت داشتن پرونده قضائی رد صلاحیت شده اند. ولی آگاهان می گویند: دست کم نیمی از کل کسانی که ثبت نام کرده اند رد صلاحیت شده اند.

در مورد ابعاد رد صلاحیتها گفته می شود که از میان نمایندگان مجلس ششم که برای مجلس هشتم ثبت نام کرده اند، تقریبا همه نمایندگان اصلاح طلب و به ویژه همه آنانی که در ماجرای معروف تحصن نمایندگان شرکت داشتند رد صلاحیت شده اند. حتی از فراکسیون اکثریت مجلس نیز شماری از افرادی که در دو سال و نیم اخیر از کارنامه دولت احمدی نژاد انتقاد کرده اند از شرکت در انتخابات مجلس هشتم محروم شده اند – که این واقعیت یک بار دیگر جای تردید نمی گذارد که انتخابات در جمهوری اسلامی ایران یک امر ظاهری و نمایشی است که هدف از آن پوشاندن ماهیت واقعی و سرکوبگرانه رژیم می باشد.

روزنامه همبستگی در گزارش روز گذشته (چهارشنبه 3 بهمن) خود نوشت: رد صلاحیت اصلاح طلبان چنان گسترده است که شگفتی بسیاری برانگیخته است و می توان حدس زد که اصلا اصلاح طلبی باقی نمانده است. همبستگی نوشت: "زمانی که انتخابات تک قطبی شود، مسلما خسارتهای جبران ناپذیری به کشور و منافع ملی وارد خواهد کرد".

جناح موسوم به اصلاح طلب تهدید کرده که ممکن است شرکت در انتخابات را تحریم کند. ولی در شرائط کنونی رژیم و با توجه به تهدیدهای آشکار و پنهان دولت احمدی نژاد، بعید می نماید که گروه یا جناحی در حکومت این جرات را داشته باشد که در اعتراض به سرکوبها و محدودیتهای اعمال شده، به طور علنی و آشکار از تحریم انتخابات سخن بگوید.

آگاهان امور ایران می گویند که در هر حال احمدی نژاد عملا نشان داده که هیچ ارزشی برای مجلس و تصمیمات آن قائل نیست که نشان آن نامه جنجال برانگیز وی به حداد عادل درمورد باطل دانستن برخی مصوبات مجلس در رابطه با اعمال و سیاستهای دولت او بوده است. احمدی نژاد حتی پس از دخالت آیت الله خامنه ای و در عین حال که تائید کرد آن چه رهبر حکومت می گوید جنبه "فصل الخطاب" دارد، این حق را برای خود محفوظ داشت که از مصوبات مجلس انتقاد کند و خود را مقید به اجرای آن نداند.

احمدی نژاد از هنگام به دست گرفتن ریاست جمهوری، بارها علنا نسبت به مجلس و خواسته ها و مصوبات آن بی اعتنائی کرده و با اعتراض صریح نمایندگان روبرو شده است.

ناصر مستشار تحلیلگر امور ایران در مقاله ای روز گذشته نوشت: اگر بیش از یک سوم از نمایندگان مجلس هفتم رد صلاحیت می شوند، نشان آن است که اصولا همان مجلسی که اخیرا لایحه بودجه دولت احمدی نژاد را تصویب کرد فاقد صلاحیت بوده است.

گروههای موسوم به اصلاح طلب در برخی مطالب و مقاله هائی که در روزهای اخیر انتشار دادند به اشاره نوشتند که در واقع مسوولیت همه رد صلاحیتها را باید به عهده آیت الله خامنه ای رهبر حکومت انداخت که در سخنرانیهای هفته های اخیر خود آنانی را که خواهان برگزاری انتخابات آزاد هستند خائن و وابسته به جورج بوش معرفی کرده بود.


?بهنام | در 1386/11/6 ساعت 10:03 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
احتمال انصراف اصلاح‌طلبان از شركت در انتخابات

در پي رد صلاحيت گسترده كانديداهاي اصلاح طلب توسط هيات هاي اجرايي ،شنيده ها حاکي از اين است که احتمال انصراف کليه اصلاح طلبان براي شركت در انتخابات مجلس هشتم در ميان اين طيف قوت گرفته است .

به گزارش آنا در همين رابطه دكتر عارف معاون اول رييس جمهوري در دولت خاتمي كه خود از حوزه انتخابيه تهران براي انتخابات مجلس هشتم كانديدا شده است در گفتگو با سايت ائتلاف اصلاح طلبان تهران با اعلام اينکه احتمال انصراف اصلاح طلبان براي شركت در انتخابات وجود دارد  گفته است : اصلاح طلبان انتخابات را تحريم نمي كنند اما احتمال شركت نكردن كانديداهاي باقي مانده در انتخابات مطرح هست ، چرا كه ما با نظام قهر نمي كنيم ولي شركت نكردن كانديداهاي اصلاح طلب در اين انتخابات باعث خواهد شد تا مردم نتيجه عملكرد محافظه كاران را شفاف تر ببينند.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه اظهار داشت : حضور يك نظامي در راس ستاد انتخابات و حضور متعدد نظاميان در هيات هاي اجرايي بر خلاف فرمايشات حضرت امام (ره) است .

وي افزود : رد صلاحيت گسترده كانديداهاي اصلاح طلب براي اولين بار نيست كه اتفاق مي افتد اما اين دفعه حادتر است .

 عارف گفت : تدبير اين است كه تا جايي كه مي توان با رايزني و توضيح ، تعداد زيادي از رد صلاحيتها اصلاح شود چون انتخابات يك دست به ضرر نظام است .

وي تصريح كرد : برداشت ما اين است كه هيات هاي اجرايي خواسته اند هزينه رد صلاحيت توسط هياتهاي نظارت را كم كنند و آنها سنگر اول رد صلاحيت شده اند . وي هر گونه رد صلاحيت كانديداها بدون استناد به استعلام مراجع 4 گانه را فاقد وجاهت قانوني دانست و گفت :‌شوراي نگهبان به استناد قانون نظارت استصوابي رد صلاحيت مي كند اما بحث ما اين است كه حتي هيات هاي اجرايي فراتر از قانون عمل كرده اند .

 عارف گفت : ما ساكت نمي شويم اما بنايمان هم براين نيست كه خيلي جنجال كنيم

لیست اسامی کاندیداهای اصلاح طلب :

 آرمین( نماینده مجلس ششم و سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ) ، داود سلیمانی ( نماینده مجلس ششم ) ،فاطمه راکعی ( نماینده مجلس ششم )، الياس حضرتي ( نماينده سابق مجلس ) ، علی مزروعی ( نماینده مجلس ششم) ، علي شكوري‌راد (نماینده مجلس ششم)، عباس میرزا ابوطالبی(قائم مقام حزب همبستگی) ، جهانبخش خانجاني (سخنگوي وزارت كشور دولت خاتمی )، مرتضی الویری(شهردار اسبق تهران) ، عبدالله ناصری (سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان و مدیر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در دولت خاتمی) ، نجفقلی حبیبی( رئیس سابق دانشگاه علامه طباطبایی). زهرا نژاد بهرام ( معاون سابق فرماندار تهران )، آذر منصوری ( عضو جبهه مشارکت) ، مجيد فراهاني( عضو جبهه مشارکت) ، يدالله اسلامي (دبير كل مجمع ادوار مجلس شوراي اسلامي) ، فرج کمیجانی (دبیرکل مجمع فرهنگیان ایران اسلامی)، علیرضا تابش( مدیر کل دفتر وزارتی وزارت ارشاد در دولت خاتمی ) ، سعید شریعتی ( عضو جبهه مشارکت ) ، كسري نوري (سردبیر روزنامه ایران در دولت خاتمی)، احمد شيرزاد(نماينده دوره ششم مجلس) ، شمس‌الدين وهابي (نماينده مجلس ششم) ، سهيلا جلودارزاده(نماينده فعلي مجلس) ، جواد اطاعت(نماینده سابق مجلس)، سید محمود میر لوحی (معاون پارلمانی وزارت کشور در دولت خاتمی) ، محمدجواد حق ‌شناس (مدیر کل سیاسی سابق وزارت کشور)، ،ابوالفضل شكوري (نماینده سابق مجلس ) ، حمیدرضا جلایی پور( فعال سیاسی و عضو شورای مرکزی حزب مشارکت) ،علي اصغر خداياري(معاون وزیر علوم دولت خاتمی )،مسعود سلطاني فر (استاندار در دولت خاتمی) ، ملاوردي (عضو كميسيون زنان جبهه‌ي مشاركت)، محسن رهامی ( استاد دانشگاه )، فریده ماشینی ( عضو شورای مرکزی و ریئس کمسیون زنان جبهه مشارکت )، ،فخر السادان محتشمي پور ( عضو جبهه مشارکت )

همچنين گفته مي شود كه صلاحيت مصطفي تاج زاده ( معاون سیاسی وزارت کشور در دولت خاتمی و عضو جهبه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی )، محمد سلامتی(دبیرکل سازمان مجاهدین).بهزاد نبوی( نایب رئیس مجلس ششم و عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی )، مرتضی حاجی (وزیر آموزش و پرورش دولت خاتمی) رد شده اما هنوز به آنان ابلاغ نشده است

در ضمن :

مضحکه انتخابات مجلس شورای اسلامی با اعلام نتايج اوليه بررسي صلاحيت‌های نامزدهای نمايندگی مجلس، در گام اول با رد صلاحیت گسترده باندهای رقیب توسط هیات های اجرایی ناظر بر انتخابات آغاز شد. شورای نگهبان پیرو دستور ولی فقیه رژیم که در سخنرانی خود در کرمان سیاست های حاکم بر این دوره از انتخابات را اعلام کرده بود؛ با رد صلاحیت اعضا باند جبهه مشارکت، مجاهدین انقلاب اسلامی و نمایندگان دوره ششم مجلس چراغ اول حذف رقبا را روشن کرد.

همچنین اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعماد ملی وابسته به کروبی نیز خبر از رد صلاحیت 70 درصد از نامزدان حزب خود را داد.</i>ظاهرن برای بعضی از کسانیکه خود را شریک قدرت در رژیم جمهوری اسلامی می دانند این موضوع جا نیفتاده است که دستور برای بیرون ریختن آنها از دایره خودی از جایی دیگر صادر می شود، به همین دلیل عبدالله ناصری سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان می گوید: "متاسفانه اخبار نگران كننده‌ی هفته گذشته ظاهرا درست بود و همان‌طور كه پیش‌بینی می‌كردیم تعداد نامزدهای ردصلاحیت شده‌ اصلاح‌طلبان تعجب‌برانگیز است."

چرا ناصری با تعجب کردن خود را به نفهمی می زند به خود او مربوط است. اما در پاسخ او علیرضا افشار رئیس ستاد انتخابات کشور که یک نظامی است می گوید: "فریاد زدن‌ها، تیتر کردن اظهارنظرها و زیر سؤال بردن رد صلاحیت‌ها بر اساس قانون، سوابق تخلفاتی افراد را برطرف نمی‌کند."

هرچند پور محمدی وزیر کشور رژیم در یک اظهار نظر می گوید: "عده‌ای با اطمینان از رد صلاحیت شدن در انتخابات مجلس ثبت نام كردند تا جوسازی كنند." اما مصطفا تاج زاده یکی از اعضا ارشد باند مجاهدین انقلاب اسلامی جناح رقیب را به "کودتای مخملی" متهم کرد.

بسیاری از میدانداران حذف شده از دایره قدرت با تعبیر "غیر عادلانه و غیر رقابتی و ناسالم" خواندن انتخابات بطور خجولانه صحبت از عدم شرکت می کنند. در همین رابطه موسوی لاری رئیس ائتلاف اصلاح طلبان اعلام کرده بود: "در صورت رد گسترده‌ی صلاحیت نامزدان اصلاح طلب «تکلیفی برای ماندن در عرصه انتخابات نخواهیم داشت.» او تاکید می‌کند «هیزم تنور انتخاباتی نخواهیم شد که کاندیداهای ما در آن حضور ندارند.»

اما جبهه مشارکت در روز چهارشنبه با انتشار یک اطلاعیه بدون توجه به سخنان علی خامنه ای درباره آنان با عجز و لابه می نویسد: "همه دلسوزان نظام و مسئولان عالي‌رتبه را به تلاش براي بازگرداندن روند انتخابات مهم مجلس هشتم بر مدار انتخاباتی عادلانه، آزاد و سالم و اعاده حق و حيثيت از نامزد‌هايی كه تنها بر مبنای تنگ‌نظری‌های باندی و سليقه‌ای صلاحيت‌ آنان رد شده است فرامی‌خواند."

برای چنین التماس هایی بسیار دیر شده است و جبهه مشارکت و دیگر باندهای ملتمس انتظار بیهوده ای برای بخشش دارند


?بهنام | در 1386/11/6 ساعت 01:20 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
من بر می گردم

من به زودی زود بر می گردم .

?بهنام | در 1386/10/1 ساعت 08:38 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
ساده‌انگاري بانك مركزي و طعمه 65 ميليارد دلاري

در حالي كه بانك مركزي تاكنون به هشدارهاي پياپي درباره خطرات افزايش بيش از حد ذخاير ارزي كشور در بانك‌هاي خارجي بي‌توجه بوده است، رسيدن حجم اين ذخاير به رقم بي‌سابقه 65 ميليارد دلار، مي‌تواند به تحريك آمريكا براي بلوكه كردن دارايي‌هاي ايران منجر شود.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، بانك مركزي در يك سال گذشته و پس از تصويب نخستين قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران، به رغم دريافت هشدارهاي پياپي درباره محدود نگه داشتن سقف ذخاير ارزي كشور در بانك‌هاي خارجي، همچنان به افزايش بي‌رويه ذخاير اقدام كرده و اكنون كه رقم ذخاير از مرز 65 ميليارد دلار گذشته است، اين امكان وجود دارد كه با توجه به چشمگير بودن اين رقم، غرب براي بلوكه كردن ذخاير ارزي كشور در چهارچوب قطعنامه‌هاي شوراي امنيت تحريك شود.

اين در حالي است كه بنا بر نظر كارشناسان، موجودي سي تا چهل ميليارد دلاري حساب ذخاير ارزي كشور براي روابط مالي خارجي كفايت مي‌كند و افزايش رقم ذخاير ارزي تا دو برابر ميزان مورد نياز، تنها ريسك جمهوري اسلامي را در وضعيت حساس پرونده هسته‌اي افزايش مي‌دهد.

با اين حال گفته مي‌شود، با تغيير مديريت بانك مركزي و انتصاب فردي كه تجربه اداره كشور در شرايط حساس را داراست، احتمال اصلاح رويه يادشده و پيش‌بيني تمهيدات لازم وجود دارد.

پاورقی : البته این بدبخت هیچی سرش نمیشه ، مقصر اصلی محمود احمقی نژاد هست به خاطر اینکه شورای عالی بانک ها رو که اونهمه اقتصاد و سیاست دان بزرگ داشت رو منحل کرد ! چرا ؟ چون اونا مخالف کاهش نرخ سود بانکی بودند . که البته دلایل منطقی هم داشتند ..... کاهش نرخ سود بانکی = افزایش تورم = افزایش میزان فاصله طبقاتی = پولدارا پولدارتر = بدبختا بدبخت تر .... اگه دلایلش رو خواستید بگید تا بذارم


?بهنام | در 1386/8/17 ساعت 12:25 | پیوند | [ 1 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
عكس يادگاري با دستاورد دولت قبل؟!

علي‌اكبر محرابيان به عنوان سرپرست وزارت صنايع، در حالي در حضور خبرنگاران، چهار قطار جديد را وارد شبكه مترو كرد كه همه عمليات مربوط به سفارش خريد و پرداخت هزينه ساخت اين قطارها در دولت پيشين انجام شده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در حالي كه بيش از دو سال از آغاز عمر دولت نهم مي‌گذرد، تاكنون حتي اعتبار اسنادي (L.C) مربوط به سفارش قطارهاي مورد نياز مترو، گشايش نشده و در صورت افتتاح L.C مربوط به خريد قطارهاي جديد و فراهم بودن شرايط بين‌المللي، حدود پانزده ماه زمان براي تحويل دومين قطار نياز است.

اعلام كاهش هدوي (فاصله بين حركت‌هاي قطار) مترو به سه دقيقه از سوي محرابيان از اول مهر نيز در حالي صورت گرفت كه به دليل كمبود شديد واگن و عدم سفارش قطار در دو سال گذشته، اين امكان وجود ندارد.

گفته مي‌شود در شرايطي كه اخبار حاكي از معرفي محرابيان براي تصدي وزارت صنايع است، حضور و اظهارات وي در مراسم تحويل قطار مترو براي آماده‌سازي زمينه گرفتن رأي اعتماد از مجلس بوده است.

اين در حالي است كه اخلال در پرداخت بودجه مترو در دو سال گذشته صورت گرفته و محرابيان در اين مدت مسئوليت ستاد تبصره 13 قانون بودجه را بر عهده داشته است.


?بهنام | در 1386/8/17 ساعت 12:25 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
خطرناكه حسن!

عنب، ازوم، انگور
هزار بار نوشته‌ام ـ البته با تقريب سه صفر! ـ و لازم باشد باز هم مي‌نويسم، وقتي بوش رئيس‌جمهور آمريكا باشد، ساركوزي هم بايد رئيس‌جمهور فرانسه باشد و هكذا الي آخر؛ بنابراين، وقتي همه چيز مطابق قاعده پيش مي‌رود، جاي چندان نگراني خاصي نيست. در همين راستا، آمريكا در همين فاصله اندك؛ يعني از دوربرگردان قبلي تا دوربرگردان كنوني، به نحو چشمگيري به طبل جنگ عليه ايران كوبيده و كوشنر، وزير امور خارجه فرانسه هم براي جنگ با ايران، اعلام آمادگي كرده است.

در اين ميان، هر چقدر هم كه البرادعي تأكيد مي‌كند هيچ انحرافي از برنامه‌هاي ايران از سوي آژانس مشاهده نكرده، گوش هيچ كس بدهكار نيست. انگار آقاي البرادعي به عربي مي‌گويد: «صلح» اما بقيه به انگليسي و فرانسه و زبان‌هاي ديگر مي‌گويند: «جنگ»!

آخرين خبر اين‌كه وزير امور خارجه هلند نيز به سرعت دنبال قافله است و براي عقب نماندن، رسما اعلام كرده كه هلند از تحريم‌ها عليه ايران حمايت مي‌كند. هنوز معلوم نيست فرح خانم كريمي، نماينده بانفوذ ايراني در پارلمان هلند، «زمانه» را چگونه مي‌گذراند!

از اون لحاظ
تا به حال 250 كارشناس حقوق بين‌الملل گفته‌اند: وقتي پرونده‌اي از آژانس انرژي اتمي به شوراي امنيت فرستاده شد، امكان مختومه كردن آن در آژانس وجود ندارد و قاعدتا اين حرف مثل برخي اوقات ديگر، در تضاد با حرف‌هاي رئيس‌جمهور محترم است، اما خوشبختانه كارشناسان اين بار كار به دعوا و يا كشف‌هاي كيهاني مبني بر اين‌كه كارشناسان، كارنشناس هستند يا مزدور بي‌گانه‌اند يا مرض دارند، نكشيد و محمدعلي حسيني، سخنگوي وزارت امور خارجه، راه‌حل جديدي پيدا كرد.

آقاي حسيني به خبرنگاراني كه خواستار توضيح درباره اين جمله كه «موضوع پرونده هسته‌اي ايران به عنوان يك موضوع سياسي خاتمه يافته است و اين پرونده، مسير حقوقي و فني خود را بايد در آژانس طي كند»، توضيح داد: «منظور از بسته شدن پرونده هسته‌اي ايران، اين است كه ايران به لحاظ دستيابي به فناوري هسته‌اي به جايگاهي رسيده كه هيچ نهاد و كشوري، نمي‌تواند آن را ناديده بگيرد».

كارشناسان مستقر در «دوربرگردان» ـ پس از آن‌كه به حالت عادي برگشتند ـ معتقدند از ميان تمام روش‌هاي تفسيري، روش ابداعي آقاي حسيني، بهتر و كاراتر بوده و پيش‌بيني مي‌شود ديگر مسئولان و يا طرفداران رسانه‌اي، از اين روش استفاده كنند.

بنابراين، با تأسي از همين روش مي‌توان گفت:
- منظور از افشاي اسامي مفسدان اقتصادي، اين است كه همه مفسدان اقتصادي داراي نام هستند!
- منظور از آوردن نفت بر سر سفره مردم، اين است كه جنس سفره‌ها معمولا از مواد پتروشيمي مشتق از نفت است!
- منظور از شايسته‌سالاري و پرهيز از فاميل‌گرايي، اين است كه «پارس‌خودرو» مال مهرداد است!
- الي آخر!

ما بنزين نمي‌خوايم يالله
سهميه‌بندي بنزين، هزار و يك خاصيت دارد كه هزار و يكمين خاصيت آن اين است كه اصولگرايان مستقل مجلس، مي‌توانند به خاطر سهميه اضافي‌شان، حال حداد عادل را بگيرند. گويا، وزارت نفت براي هر نماينده، سهميه 1200 ليتري در نظر گرفته است و اين تبعيض، خون نمايندگان متعهد، فهيم و دردآشنا و البته اصولگراي مستقل ما را به جوش آورده است (اصولا به انتخابات كه نزديك مي‌شويم، خون نمايندگان محترم زودتر از سابق به جوش مي‌آيد، به شرطي كه كانديداي دوره بعدي باشند).

در اين زمينه قرار است چند نفر از نماينده‌ها با رئيس‌ مجلس مناظره كنند تا امت شريف و رأي‌دهندگان فهيم ايران، بفهمند دليل اين بي‌عدالتي عظيم و اين زيان ملي چه بوده است. ان‌شاءالله آن‌موقع به خاطر گراني، بي‌كاري و يا بمب، مملكت منفجر نشده باشد و ما هم بتوانيم شاهد اين نوع مناظره‌هاي تاريخي باشيم. آمين يا رب‌العالمين!


نه حسن، خطرناكه حسن!
حسن بيادي، قهرمان تغيير جهت در سرعت زياد، اعلام كرد، علت كانديداتوري وي براي رياست فدراسيون فوتبال اين بود كه يكي از امامان از وي اين امر را خواسته است.

عين جمله گهربار آقاي بيادي كه در چند روزنامه نقل شده، اين است: «اربابم امام حسين ـ عليه‌السلام ـ به من تكليف كرد در اين انتخابات شركت كنم. وقتي از هيأت برگشتم، انگار به من الهام شد براي كمك به فوتبال در انتخابات حضور پيدا كنم؛ حالا هم به خواست اربابم كانديدا مي‌شوم!».

هرچند آقاي بيادي تلاش كرد اين جملات را تكذيب كند، اما من برخلاف بعضي از رسانه‌هاي جنجال‌چي، فكر مي‌كنم آقاي بيادي قصد سوءاستفاده از مسائل مذهبي را نداشته است و احتمالا فقط چند كلمه كه اشتباها بر زبان ايشان جاري شد، كار را كمي خراب كرده است. با حذف اين چند كلمه، خودتان به وضوح مي‌بينيد كه كل عبارت، صد درصد مطابق واقعيت است و ماجراي ورود ايشان به ورزش، همانند آقاي حبيب كاشاني و بعضي دوستان ديگر است: «اربابم به من تكليف كرد در اين انتخابات شركت كنم. وقتي از هيأت برگشتم، انگار به من الهام شد براي كمك به فوتبال در انتخابات حضور پيدا كنم؛ حالا هم به خواست اربابم كانديدا مي‌شوم!».

اينترنت هست، مشتري نيست
ماجراي نامه مديران بعضي از سايت‌هاي خبري به مجلس شوراي اسلامي، دارد به جاهاي بامزه‌اي مي‌رسد. البته خود نامه هم در نوع خودش كم بامزه نيست. فكرش را بكنيد مديران سايت‌هايي مثل «بازتاب»، «آفتاب»، «عصر ايران»، «انتخاب»، «فردا»، «فرارو» و چند تاي ديگر كه سايه همديگر را هم با تير مي‌زنند، براي نخستين بار در طول تاريخ ـ هرچند مجازي ـ دور هم جمع شوند و به نمايندگان مجلس نامه بنويسند كه تو را به خدا به ما اينترنت بدهيد!
مدتها قبل گلايه اين سايت‌ها اين بود كه چرا ما را به رسميت نمي‌شناسيد و خبرنگار ما را به مجلس و هيأت دولت راه نمي‌دهيد، بعدا به اين راضي شدند كه اينترنت بدون فيلتر در اختيارشان گذاشته شود، بعد كه هيچ‌كدام افاقه نكرد، گفتند، پس لااقل خودمان را فيلتر نكنيد و حالا كار به جايي رسيده كه دست به دامن مجلس شده‌اند كه تو را به خدا اينترنت ما را قطع نكنيد.

همين‌طوري پيش برود، فكر مي‌كنم بايد برويم در يكي از استان‌هاي دورافتاده تا در هنگام بازديد استاني رئيس‌جمهور، عريضه بدهيم دست ايشان و التماس كنيم كه تو را به خدا برق ما را هم وصل كنيد!

راستي، يكي از مديران يكي از روابط عمومي‌هاي شركت مخابرات در گفت‌وگو با «راديو زمانه» گفته است: «ما اينترنت پرسرعت داريم، مشتري نداريم».
لطفا عفت كلام داشته باشيد!


?بهنام | در 1386/8/17 ساعت 12:25 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
توقيف سايت محاقظه کار بازتاب را محکوم مي کنيم

محروم شدن کاربران ايراني از سايتي که برخي اطلاعات مغاير با خط رسمي قدرت حاکم در ايران را ارائه مي کرد نگران کننده است. " در ايران تعداد سايت هايي مسدود شده و مورد سانسور قرار گرفته و کارابزار های سرکوبگرانه هر روز افزايش مي يابند. مسدود سازی و توقيف سايت هايي چون بازتاب نشانگر اوج سياست سرکوبگرانه ی دولت احمدی نژاد است."

پس از هفت ماه کمکش در تاريخ ٢٩ شهريور ماه دفتر رياست جمهوری ايران با شکايات متعدد بالاخره موفق به توقيف و تعطيلي دفتر سايت بازتاب شد. سايت بازتاب نزديک به محافظه کاران پيرو آيت اله خامنه و نزديک به محسن رضايي فرمانده سابق سپاه پاسداران از روز ٢٣ بهمن ١٣٨٥ بنا بر دستور « گروه کار تعيين مصاديق پايگاه‌‏هاي غيرمجاز اينترنتي» وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با اتهاماتي نظير "اقدام عليه قانون اساسي، تفرقه افكني و خدشه در وحدت و وفاق ملي و تماميت ارضي، توهين به اشخاص حقيقي و حقوقي و نشر اكاذيب و افتراء" فعالیت سایت بازتاب غیر قانونی اعلام شده است. در تاريخ ٢٨ اسفند ماه ديوان عدالت اداری حکم انسداد سايت بازتاب را لغو کرد. سایت بازتاب در ماه‌ها‌ گذشته مقالاتی انتقادی تندی نسبت به سیاست‌های دولت احمدی‌نژادی درباره‌ی "پرونده هسته ای" و "فساد" منتشر کرده بود

در ميان جناح محافظه کاران سايت بازتاب تنها قرباني سياست سرکوبگرانه دولت احمدی نژاد نيست،سايت محافظه کار انتخاب نيز در طي سال گذشته برای چهارمين بار فيلتر شد.

از سوی ديگر در تاريخ مجلس شورای اسلامي بررسي لايحه ای را برای محدوديت رسمي بيشتر رسانه ها آغاز کرد. اين لايحه "الحاق یک تبصره به ماده یک قانون اصلاح قانون مطبوعات مصوب سال ١٣٧٩ است" که سايت های اطلاع رساني اینترنتی و خبرگزاری های داخلی را هم مشمول احکام ‌مقرر درقانون مطبوعات مي کند.


?بهنام | در 1386/8/17 ساعت 12:09 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
ماچ و بوسه يواشكي

 

رئيس‌جمهور چندي پيش گفته بود: ملت ايران صدها احمدي‌نژاد دارد. ( اخ ، اخ ،اخ ، خدا نکنه )

اين هم سندش، بر چشم بد لعنت.

********************************************************

حداد در مجلس گفت: نمايندگان ماچ و بوسه وزيران را به جلسه رأي اعتماد موكول كنند.

 حداد: چي‌ شده؟
قرباني: مي‌بينيد آقاي حداد، اون نماينده داره يواشكي با نوذري ماچ و بوسه مي‌كنه!

*********************************************************

در حاشيه پيوستن 21 هزار تاكسي به ناوگان حمل‌ونقل

ـ چه جوك‌ باحالي: چي؟ محرابيان داشت مي‌رفت سوار مونوريل بشه، ...

*****************************************************

اندر فوايد مديرعامل مترو بودن:

حمل‌ونقل با مترو دربست!


?بهنام | در 1386/8/17 ساعت 12:09 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
همسر محمد صديق کبودوند

محمد صديق کبودوند، مدير مسئول هفته نامه ي توقيف شده ي "پيام مردم" و موسس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان بيش از 50 روز است که در بند 209 زندان اوين زنداني است. وي چهل روز را در سلول انفرادي زنداني بوده و از ده روز پيش هم مسئولان زندان دو متهم به شرارت را که به اعدام محکوم شده اند به سلول وي انتقال داده اند. پرناز حسني همسر اين فعال حقوق بشر در گفتگو با روز مي گويد: "حدود2 ماه است که وزارت اطلاعات حقوق همسرم را قطع کرده و دختر و پسرم به ناچار مشغول به کار شده اند".

گفتگوي"پرناز حسني" با روز در پي مي آيد.

خانم حسني، آخرين خبر از وضعيت آقاي کبودوند چيست؟

بازجويي ها تقريبا تمام شده و در حال حاضر در بلاتکليفي به سر مي برد و هنوز پرونده به دادگاه ارجاع داده نشده است.

چرا هنوز پرونده ايشان به دادگاه ارجاع داده نشده؟
يکي از دلايلش اين است که با طولاني شدن مدت بازداشت، بيشتر وي را تحت فشار قرار دهند تا اتهامات وارده را در زير فشار قبول نمايد، خود آقاي کبودوند چنين نظري دارد.

آخرين باري که همسرتان را ملاقات کرديد وضعيتشان چطور بود؟
دوشنبه¬ي هفته¬ي گذشته که براي آخرين بار با همسرم ملاقات داشتم، از لحاظ جسمي که خيلي ضعيف شده بود و از لحاظ روحي هم وضعيتش بدتر شده که بهتر نشده است. تا حالا در سلول انفرادي بوده و حالا هم دو زنداني خطرناک را به سلول او منتقل کرده اند.

اين دو نفر چه جرمي مرتکب شده اند و چرا آنها را برده اند کنار آقاي کبودوند؟
فکر نکنم انتقال اين دو نفر که به شرارت متهم شده اند تصادفي باشد.يکي از آنها محکوم به اعدام شده است. حتي اين دو نفر خودشان هم تعجب کرده اند که چرا با آقاي کبودوند در يک سلول به سر مي¬برند.

در روزهاي گذشته اخباري منتشر شد پيرامون فشاربر آقاي کبودوند در زندان براي انحلال "سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان". اين سازمان که همسرتان موسس آن است، چه نوع فعاليتهايي دارد که الان براي توقف کارهايش وي را تحت فشار گذاشته اند؟

کارنامه¬ي آقاي کبودوند و فعاليتهاي سازمان کاملا روشن است. گزارش هايي در مورد نقض حقوق بشر، حقوق زنان، کودکان، کمپين براي جلوگيري از حکم اعدام، سنگسار و دادگاههاي بدون هيئت منصفه فعاليتهاي همسرم به عنوان رييس اين سازمان، در همين چهارچوب خلاصه شده است.

وضع بيماري ريوي همسرتان چطور است؟

او قبل از زنداني شدن هم بيماري ريوي داشت که البته بعد از 8 روز اعتصاب غذا وخيم تر شد. آخرين باري که وي را ديدم بسيار لاغر و رنگ پريده ترشده بود.

دوستان آقاي کبودوند مي گويند وي مرد صبور و خونسردي است.
صد در صد همينطور است که گفته اند. اما به نظر من برجسته ترين خصوصيت وي راستگويي اوست. در واقع من در طول زندگي حرف نادرست يا کذبي از وي نشنيده ام. به اعتقاد من کسي مي تواند در مورد حقوق بشر حرف بزند که خودش حقوق بقيه را رعايت کند و به باور من همسرم شايسته¬ي اين کار بوده است.

چنين آدمي چرا بايد به زندان بيافتد؟
در اين فضايي که الان در کشورحاکم است، تحمل شنيدن واقعيات کم شده است. براي همين وقتي کسي بخواهد حقيقت را بگويد، يا از دردها و کمبودها حرفي بزند، انواع وصله ها را به او مي چسبانند. يا مي گويند با کشورهاي بيگانه ها در ارتباط است و يا با گروههاي اپوزيسيون رابطه دارد.متاسفانه حکومت ما تحمل شنيدن انتقادات را ندارد.

از وقتي که آقاي کبودوند سازمان دفاع از حقوق بشر در کردستان را تاسيس کرد، زندگي شما چه تغييري کرده است؟
او بيشتر وقتش را براي تهيه¬ي گزارش ها و مصاحبه ها پشت کامپيوتر مي گذراند؛ و چون عمده¬ي کارهاي سازمان را انجام مي داد، رسيدگي به کارهاي شخصي خودش خيلي محدود شده بود.

فکر مي کرديد آقاي کبودوند بازداشت بشود؟
بعد از توقيف روزنامه "پيام مردم" اين حس وجود داشت، اما او در مورد فعاليتهاي سازمان هميشه مي گفت من هيچ کار خلاف قانوني انجام نداده ام و کليه کارهاي سازمان، مدني است و برضد نظام نيست و تنها فعاليتهايي براي احياي حقوق مردم است و راهي براي بيان حق پايمال شده ي مردم ايران و بخصوص کردستان.

از زندگيتان بگوييد و اينکه در غياب همسر، زندگي چه مشکلاتي دارد؟
قبل از بازداشت همسرم، او کار مي کرد و حتي هزينه ي تمامي کارهاي مربوط به سازمان را شخصا پرداخت مي کرد. او به هيچ حزب و گروهي وابستگي نداشت و تمام گزارشات و مصاحبه ها را خودش با کمک ساير دوستان، از مردم عادي و تا کساني که در زندانها بودند تهيه مي کرد. اما حالا که در زندان به سر مي برد حدود 2 ماه است که به دستور وزارت اطلاعات، حقوق همسرم را قطع کرده اند و لذا دختر و پسرم مشغول به کار شده اند. درواقع در غياب همسرم فعلا آنها مسوليت هاي مالي خانواده را به عهده گرفته اند.

مسئول اين مشکلات کيست؟

واقعا اگر گفتن حق جرم است، فکر کنم مقصر ماييم و مجرم اصلي هم دقيقا خود ما هستيم.

در يک جمله بگوييد از اينکه همسر محمد صديق کبودوند هستيد چه احساسي داريد؟
مايه افتخار و سربلندي است. او واقعا همسر و پدر خوبي است.


?بهنام | در 1386/6/8 ساعت 03:44 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
قطار دولت وارد تونل بحران شد

وزیر نفت، مهم ترین و وزیر صنایع موفق ترین وزیر کابینه احمدی نژاد به فاصله یک روز استعفا دادند و علی اکبر محرابیان و نوذری به عنوان سرپرست برای این دو وزارتخانه از سوی احمدی نژاد منصوب شدند. از طرف دیگر مجید یزدانی که به عنوان بازرس ویژه همسرش، یعنی فاطمه واعظ جوادی، معاون رئیس جمهور و سرپرست سازمان حفاظت محیط زیست، قرار بود بازرسی کسانی که دزدی و اختلاس می کنند، بکند، به اتهام اختلاس دستگیر شد. از طرف دیگر به نظر می رسد که آمریکا دارد فشارهای خودش را افزایش می دهد و دولت هم تصمیم دارد تعداد مذاکرات نیم ساعته با آمریکا را به هفته ای شش مذاکره برساند. هاشمی رفسنجانی هم که فعلا معلوم نیست در حال بالارفتن است یا پائین آمدن، اعلام کرد که ایران آماده مذاکره بدون قید و شرط با آمریکاست. فکر کنم هاشمی هم مدتی در غار کهف مشغول استراحت مطلق بوده و خبر ندارد که آمریکا همین حالا هم دارد با ایران مذاکره بدون پیش شرط می کند. می ترسم سفارت آمریکا در تهران و سفارت ایران در واشنگتن افتتاح شود و تسخیر شود و گروگانها را بعد از 444 روز آزاد کنند و آمریکا دوباره به صحرای طبس هلیکوپتر بفرستد و روس ها به کمک امداد غیبی و دانه های شن هلی کوپتر آمریکا را بزنند و آقای هاشمی رفسنجانی هنوز مشغول دادن پیشنهاد مذاکره بدون شرط به آمریکا باشد. از طرف دیگر به نظر می رسد مسوولان عالیرتبه، که یکی هم بیشتر نداریم، اندکی هشدار به مقامات غیرعالیرتبه داده و آنها فشار روی دانشجویان و زنان و غیره را کمتر کرده اند. خین و خین ریزی هم چند روزی است کمتر شده است. اگر در این سه چهار ماه توپ توی زمین دولت بیفتد و دولت درگیر بحران های داخلی خودش باشد، فرصت بهتری برای نیروهای منتقد دولت به دست خواهد آمد. وقت انتخابات هم برسد اگرچه می خوریم به زمستان، ولی هوا کمی بهتر می شود. دیروز هم حداد معاون دادستان اعلام کرد که بازجویی هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش تمام شده است و فکر می کنم تا یک هفته دیگر ول شان کنند. پیش بینی های من معمولا درست نیست، امیدوارم این یکی درست باشد.

قطارشناسی تفصیلی احمدی نژاد
فکر می کنم اگر همه وزرای مملکت و رئیس جمهور و وکلا را غلفتی( یا قلفتی؟) از جا برداریم و نوه ها یا خواهر زاده های آنها را به جای آنها منصوب کنیم، وضع مملکت خراب تر که نمی شود هیچ، احتمالا برحسب تصادف کلی درست تر هم می شود، بخصوص اگر وزرای جدید زیر هشت سال باشند، حداقل این خصوصیت را دارند که هیچ ضرر خاصی نمی زنند، با این پولی هم که در کشور هست، اوضاع اقتصادی از این بدتر نخواهد شد. در بدترین حالت می شود خیلی بهتر از همین که هست. دیروز، بالاخره احمدی نژاد متوجه شد که بجز رفتن به سفر و بازدید از کشورهای آمریکای لاتین و سخنرانی و نامه نوشتن برای نجات و اصلاح رهبران جهان که در حقیقت کارهایی که یک رهبر می کند، باید کارهای دیگری هم بکند که به رئیس جمهور مربوط است. از لحظه ای هم که به این حقیقت بزرگ نائل شد، بلافاصله دو وزیرش استعفا دادند و تازه فهمید که باید قبل از اینکه معلوم بشود آنها استعفا دادند، جوری رفتار کند که انگار آنها را برکنار کرده است. دیروز احمدی نژاد حرف های مهمی زد که در تاریخ فلسفه سیاسی و علم « قطار شناسی» اهمیت ویژه ای دارد. وی که دو سال و نیم از دولتش می گذرد و یواش یواش باید برای رفتن به خانه از دستشویی بیرون بیاید و تاکسی تلفنی خبر کند، گفت: « برای تحولات ساختاری آماده ایم.» آگاهان گفتند: « انشاء الله دفعه بعد.» احمدی نژاد که یادش رفته است که اصولا انتخاب شده تا کشور را آباد کند، گفت: « با اصلاح ساختار در نظام های مدیریت و برنامه ریزی، بیمه ای و پولی - بانکی، همه آحاد مردم، کشور را آباد می کنند.»( ترجمه فارسی دری: احتمالا در ماه آینده شش هفت وزیر استعفا می دهند و احمدی نژاد خودش همه وزارتخانه ها را اداره می کند و روی بقیه تپه های کشور هم عملیات آبرسانی انجام می دهد.) دکتر احمدی نژاد، متخصص زلزله، آسفالت، فوتبال، والیبال، اقتصاد و قطارشناسی تفصیلی گفت: « الآن نیروی انسانی و دستگاهها تلاش می کنند قطار به سمت خواسته مردم باشد، اما نمی توانند، چون ریل به سمت دیگری و قطار به سمت دیگری است.» آگاهان برای کلیه مسافران مسیر مشهد که دو سال و نیم است سوار قطار شده اند و منتظرند تا یک سال و نیم دیگر به مشهد برسند، توضیح دادند که فعلا قطار از ایذه عبور کرده و تا هشت ماه دیگر به اهواز می رسد. همین آگاهان اعلام کردند که بلیط پس گرفته نمی شود و کلیه مسافرانی که بخواهند از ترمز اضطراری استفاده کنند، دستگیر می شوند. احمدی نژاد که مدتی قبل اعلام کرد که قطارش نه دنده عقب دارد و نه ترمز، در مورد اقتصاد گفت: « قطار در این بخش در ریلی است که به سمت بیابان می رود و باید ریل عوض شود و ما داریم طراحی می کنیم.» کارشناسان قطارشناسی کشور گزارش دادند که طراحی و تغییر ریل در حالتی صورت می گیرد که قطار بدون دنده عقب و ترمز به کارش ادامه می دهد. دکتر احمدی نژاد که هفته گذشته با مفهوم نرم افزار آشنا شده است، همچنین گفت: « بیمه تامین اجتماعی و بازنشستگی داریم، اما نرم افزار نداریم...» وی که معلوم نبود منظورش از نرم افزار چیست، گفت: « پزشکان داروهای گران می نویسند، همه را جراحی می کنند، البته پزشکان ما اغلب خوب هستند.» قرار است از این به بعد علاوه بر نحوه شوت زدن در فوتبال و سرویس زدن در والیبال، رئیس جمهور نحوه نسخه نوشتن و جراحی را نیز برای پزشکان تعیین کند. در پایان احمدی نژاد منظور اصلی اش را اعلام کرد و گفت: « در این کشور 36 شورا وجود دارد که رئیس جمهور باید در آن شرکت کند.»( توضیح مختصر: رئیس جمهور در دو سال گذشته که در سفر استانی یا خارجی بود، در این شوراها شرکت نمی کرد و اخیرا موفق به کشف این شوراها شده است.)... وی توضیح داد: « این شوراها خدشه دار کردن مسوولیت هاست.» و نتیجه گرفت: « از این به بعد در دولت باید تصمیم گرفته شود و وزیران اجرا کنند.»
نتیجه گیری اخلاقی: دولت بعد از دو سال از هفته آینده قصد دارد تصمیم گیری کند.
نتیجه گیری مدیریتی: مشکلات کشور تا امروز بخاطر شوراها بود.

انتشارات اوین تقدیم می کند
حداد، معاون دادستانی در یک گفتگوی تکان دهنده، بالاخره تکانی به خودش و پرونده انقلاب مخملی داد. حداد اعلام کرد که تحقیقات از کیان تاجبخش و هاله اسفندیاری پایان یافته است. آگاهان پرسیدند: « خب، نتیجه؟» وی گفت: « تحقیقات هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش پایان یافته است، اما این دو یک سری کار نوشتاری دارند که باید انجام دهند و سپس در مورد آنها تصمیم گیری می شود.» آگاهان اعلام کردند که این کارهای نوشتاری احتمالا شامل یکی از موارد زیر است:
1) مشق های مدرسه شان را در این مدت ننوشته اند و باید آنها را بنویسند.
2) احتمالا به آنها جریمه داده اند و باید از روی اعترافات شان هزار بار جریمه بنویسند.
3) قرار است جمله« من غلط کردم برای دیدن مادرم به ایران آمدم» را یک میلیون بار با ماژیک قرمز و به خط خوش بنویسند.
4) هر سه مورد فوق صحیح است.

جوانان دنبال چی هستند؟
البته من به شکل عجیبی از آقای مجتهد شبستری و نوع تفسیری که از دین و نگاه دینی و رابطه انسان با دین دارد، بسیار خوشم می آید و از علاقمندان ایشان هستم، ولی این دلیل نمی شود که همه نظرات ایشان را قبول داشته باشم. استاد مجتهد شبستری فرمودند: « جوان امروز به دنبال فهم عقلی دین است.» کارشناسان اینترنت با توجه به مراجعات کاربران اینترنتی اعلام کردند که البته موضوع « فهم عقلی دین» خیلی موضوع مهمی است، اما جوانان ایرانی بیشتر موضوعاتی مانند سکس و کلماتی مانند ... و ... و ... را به عنوان موضوعات مهم تحقیق استفاده می کنند.

کارگران، دانشجویان، معلمان و غیره
البته منظور ما این نیست که خانم ها جزو « وغیره» هستند، بلکه موضوع این است که گروه های مختلف مدنی برای دستگیری وجود دارند. در پی آزادی اکثر دانشجویانی که در دو سه ماه گذشته دوره فارغ التحصیلی شان را از آموزشگاه اوین گذراندند، مسوولان قضایی کشور برای اینکه خدای ناکرده کشور بی مساله نماند، هفت نفر از کارگران را که به خانه منصور اسالو( یا اسانلو یا اصانلو) رفته بودند دستگیر کردند. حداد، معاون دادستانی جرم اسالو را پخش اعلامیه و اقدام به خودزنی در هنگام دستگیری اعلام کرد. وی توضیح نداد که اصلا به چه جرمی او را می خواهند بگیرند که هنگام دستگیری خودزنی می کند؟ آگاهان قضایی پیش بینی کردند که قوه قضائیه این کارگران را تا دو هفته دیگر آزاد می کند تا بتواند مجددا زنان را دستگیر کند و بعد از آزادی آنان به دستگیری معلمان بپردازند. قوه قضائیه از کلیه اقشار از جمله نانوایان، میوه فروشان، اساتید دانشگاه و سایر اقشار و گروههای شغلی دعوت کرد که فعالیت سیاسی خود را افزایش دهند که دادستانی مجبور نباشد فقط دانشجویان، معلمان، زنان و رانندگان را دستگیر کند. قوه قضائیه گفت: « ما نیازمند گروههای جدید اجتماعی هستیم، لطفا به ما کمک کنید.»


?بهنام | در 1386/5/29 ساعت 11:07 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
سياست خارجی ايران در دوران خاتمی

محمد خاتمی هشت سال پيش در حالی پست رياست جمهوری ايران را از اکبر هاشمی رفسنجانی تحويل گرفت که روابط خارجی جمهوری اسلامی به نقطه ‌ای بحرانی رسيده بود.

در سال‌های آخر رياست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی، دادگاهی در شهر برلين با متهم کردن مقام‌های بلندپايه ايران به دخالت در ترور رهبران گروههای کرد ايرانی در رستوران ميکونوس و اعلام حکم بازداشت برای علی فلاحيان وزير اطلاعات وقت ايران، زمينه خروج سفيران کشورهای اروپايی از تهران را فراهم کرده بود.

آمريکا با متهم کردن جمهوری اسلامی به دست داشتن در عمليات تروريستی، تبليغات دامنه ‌داری را عليه نظام سياسی ايران به راه انداخته بود و احتمال حمله نظامی اين کشور به برخی مراکز حساس ايران، در بسياری از رسانه ‌های جهانی به طور جدی مطرح می‌شد.

کشورهای عرب منطقه، بويژه کشورهای حاشيه جنوبی خليج فارس با حمايت از ادعای امارات متحده عربی درباره جزاير سه‌گانه تنب‌های کوچک و بزرگ و ابوموسی و متهم کردن ايران به دخالت در امور داخلی خود، تهاجم لفظی بی ‌سابقه‌ای را عليه جمهوری اسلامی به راه انداخته بودند.

شگفتی بزرگ

همه اين موارد از رويارويی ايران با بحران بين‌ المللی خطرناکی در دوران پس از اکبر هاشمی رفسنجانی حکايت داشت، اما در ميان شگفتی ناظران، در دوم خرداد ۱۳۷۶ سرنوشت انتخابات رياست جمهوری به گونه‌ای رقم خورد که روند تحولات را از مسير قابل پيش بينی آن خارج کرد.

در دوم خرداد، علی اکبر ناطق نوری که تصور می‌شد کانديدای مورد علاقه "نظام" است، به سختی از رقيب خود محمد خاتمی شکست خورد و آقای خاتمی با بيش از بيست ميليون رای که در فضايی حماسی و عاطفی به صندوق‌ها ريخته شد، به مقام رياست جمهوری رسيد.

پيروزی محمد خاتمی به سرعت به عنوان اميد به تغييرات بنيادين در سياست‌های جمهوری اسلامی تفسير و تعبير شد و نگاه جامعه جهانی را نسبت به ايران دگرگون کرد. افزون بر اين، آقای خاتمی در حوزه سياست خارجی شعار خود را "تشنج زدايی" انتخاب کرد و همين شعار گويای آن بود که وی قصد دارد در مناسبات بين‌المللی ايران تغيير و تحولاتی پديد آورد.

شعار تشنج زدايی خاتمی با استقبال کشورهای جهان روبرو شد و در اين ميان اعضای اتحاديه اروپا برای بازگرداندن سفيران خود به تهران علاقه نشان دادند. اين علاقه به درجه‌ای بود که آنها شرط رهبر جمهوری اسلامی را مبنی بر اينکه سفير آلمان آخرين سفيری باشد که به محل ماموريت خود باز می‌گردد، پذيرفتند و با شتاب، نمايندگان خود را روانه تهران کردند.

مشکلی که همچنان باقی ماند

رابطه با کشورهای عرب حوزه جنوبی خليج فارس نيز به سرعت ترميم شد. اما مشکل اصلی رابطه با ايالات متحده آمريکا بود که در واقع شاه‌کليد تشنج زدايی در روابط خارجی ايران به شمار می‌رفت. محمد خاتمی با انجام مصاحبه‌ای اختصاصی با شبکه تلويزيونی سی.ان.ان آمريکا در صدد برآمد تا در اين باره از خود ابتکار نشان دهد. او در مصاحبه‌اش با کريستين امانپور، گزارشگر اين شبکه تلويزيونی، ضمن تمجيد از تمدن و فرهنگ مذهبی مردم آمريکا، "ديوار بی‌اعتمادی" بين ايران و ايالات متحده را بلند دانست و خواستار کوتاه شدن اين ديوار شد.

مصاحبه آقای خاتمی پيش از آنکه در عمل نتيجه دهد، با مخالفت محافظه کاران روبرو شد و هر چه زمان گذشت، بيشتر مشخص شد که آقای خاتمی برای کوتاه کردن ديوار بی‌اعتمادی بين ايران و آمريکا از قدرت چندانی برخوردار نيست. ابتکار عمل دولت بيل کلينتون رئيس جمهور وقت آمريکا نيز نتوانست در اين زمينه موثر واقع شود. بيل کلينتون برای کمک به بهبود روابط ايران و آمريکا از اجرای قانون داماتو (که سرمايه گذاری سالانه بيش از بيست ميليون دلار را در منابع نفت و گاز ايران از سوی کشورهای ثالث مشمول مجازات می‌کرد) عملا منصرف شد و ورود پسته و قالی و خاويار ايران به بازارهای آمريکا را مجاز اعلام کرد.

تلاش های بی نتيجه

خانم مادلين آلبرايت وزير خارجه دولت بيل کلينتون نيز با اظهار تاسف از دخالت آمريکا در کودتای سال ۱۹۵۳ عليه دولت دکتر محمد مصدق، به گونه‌ای نسبتا صريح در اين باره از ايران عذرخواهی کرد. اما اين اقدامات پاسخ متقابلی از سوی ايران دريافت نکرد و حتی مقام‌های قضايی جمهوری اسلامی اعلام کردند که هر فردی از ضرورت بهبود رابطه ايران و آمريکا سخن بگويد، تحت پيگرد قضايی قرار خواهد گرفت. به اين ترتيب بود که بيل کلينتون دوره رياست جمهوری خود را به پايان رساند، در حالی که نشانه‌ای از بهبود در روابط کشورش با ايران به چشم نمی‌خورد.

جرج بوش، جانشين بيل کلينتون نيز در ابتدای زمامداری خود علائمی مبنی بر علاقه خود برای بهبود رابطه با ايران نشان داد. بويژه پس از عمليات يازده سپتامبر ۲۰۰۱، جورج بوش با نام بردن از ايرانيان به عنوان يکی از قربانيان حادثه تروريستی يازده سپتامبر تلاش کرد تا به همدلی جمعی از مردم تهران با مردم آمريکا که در ميدان محسنی شمع برافروخته بودند، پاسخ دهد، اما اين اقدام نيز گرهی از روابط فروبسته دو کشور نگشود.

در "محور شرارت"

پس از اين، ضمن آنکه گزارش‌های متعددی از همکاری ايران با آمريکا در جريان براندازی رژيم طالبان در افغانستان انتشار يافت، اما جرج بوش در سال 2002 و در جريان ارائه گزارش سالیانه خود به مجلسین و ملت آمریکا، ايران را در کنار عراق و کره شمالی عضو "محور شرارت" ناميد.

در پی اين حادثه، روابط دو کشور روزبروز وخيمتر شد و افشای تاسيسات هسته‌ای ايران در نطنز، دو طرف را در عرصه بين‌المللی روبروی يکديگر قرار داد.

بازگشت به نقطه آغاز؟

در اين ميان کشورهای اروپايی نيز با اظهار ترديد در باره اهداف پروژه هسته‌ای ايران، به تدريج وارد روندی شدند که گمان می ‌رفت به "معامله‌ای بزرگ" با ايران به منظور حل تمام اختلاف‌های تهران با دنيای غرب منجر شود. اما امروزه با پايان يافتن دوران خاتمی و تهديد ايران به ازسرگيری فعاليت‌های تاسيسات هسته ای اصفهان، نه فقط افق روشنی برای انجام "معامله بزرگ" به چشم نمی‌خورد، بلکه روابط ايران و اتحاديه اروپا در آستانه فروغلتيدن به وضعيت بحرانی است. بدين ترتيب، محمد خاتمی پس از هشت سال فراز و فرود، روابط خارجی ايران را تقريبا به همان صورتی که از سلف خود تحويل گرفته بود، به خلف خود تحويل می‌دهد.


?بهنام | در 1386/5/7 ساعت 12:47 | پیوند | [ 1 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
طنز در دوران قبل و بعد از محمد خاتمی

طنز و کاريکاتور در دوران خاتمی چه به لحاظ کيفيت آثار و چه به لحاظ گروه مخاطب و چه از نظر ميزان تاثير گذاری تغييرات فراوانی کرد. دامنه مخاطبانش گسترده شد و دامنه نويسندگان و توليد کنندگانش نيز افزونی يافت.

بابک احمدی، نويسنده مسائل فلسفی و روشنفکر ايرانی معتقد است آزادی در دوران خاتمی موجب رشد کيفيت طنز شده است، هوشنگ گلشيری نيز چنان که در مقاله ای در روزنامه توس نوشت طنز پس از دوم خرداد را نوعی طنز گريزان از هجو و دارای ارزش ادبی دانست.

بررسی تفاوت طنز در دوران خاتمی نشان می دهد که طنز اين دوران ويژگی هايی دارد که آن را نسبت به دوره های قبل مستقل و مجزا می کند.


?بهنام | در 1386/5/6 ساعت 12:43 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
سينمای ايران در دوره اصلاحات

هشت سال پيش ورود مردی از عرصه فرهنگ، به بالاترين مقام اجرايی کشور، با وعده گشودن دريچه ها و فضای باز، طليعه انقلابی نوين دست کم در عرصه فرهنگ به حساب می آمد. اما پس از آن اوضاع به گونه ای ديگر رقم خورد.

با اين حال هنوز اغلب هنرمندان با احترام به اين دوره و آن رييس جمهور می نگرند و چه بسا فضايی را که در آن ايام حاکم بود، برای خود مطلوبتر می شمرند.


?بهنام | در 1386/5/5 ساعت 12:42 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
نگاهی به تحولات نشر و کتاب در دوران محمد خاتمی

بخش مهمی از فعاليتهای حوزه کتاب در دوره آقای خاتمی به چاپ و انتشار کتابهای مرتبط با موضوعات سياسی اجتماعی و تاريخی اختصاص يافت.

بستر سازی و وجود برخی آزاديهای مدنی اجتماعی و فکری سبب شد تا برخی از نحله های فکری و فرهنگی در جامعه ريشه بدواند و موضوعاتی چون رابطه دين و مدرنيته، تاريخ انقلاب، جنگ، روشنفکری دينی، رابطه دين و دولت، و نيز پژوهشهای جدی در تاريخ اسلام و نيز تاريخ معاصر ايران و. .. به موضوعات مورد علاقه مردم و نيز قشر کتابخوان تبديل شود.

ادامه ی مطلب ...

?بهنام | در 1386/5/4 ساعت 12:42 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
هشت سال تئاتر ايران با محمد خاتمی

با انتخاب محمد خاتمی در دوم خرداد ۱۳۷۶ به عنوان رئيس جمهورـ اهالی فرهنگ و هنر و انديشه انتظار تغيير و تحولات فرهنگی و هنری از دولت وی داشتند. اين انتظار ناشی از ده سال تصدی سيد محمد خاتمی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود.

اعتقاد به گفتگو و نقش فرهيختگان و هنرمندان و فرهنگيان در توليد فکر و انديشه و هنر و بستر سازی برای ارائه آن به مخاطب و جامعه از جانب دولت، سرآغاز جهش فرهنگی در سال ۱۳۷۶ شد؛ تا جايی که عطاء الله مهاجرانی اولين وزير ارشاد دولت محمد خاتمی اعلام کرد که اهالی فرهنگ و هنر ميزبان و سياستمداران ميهمان آنها هستند.

تئاتر نيز مانند ساير جريانات فرهنگی و هنری در دولت محمد خاتمی با شاخص های ۱- ترغيب جوانان به مشارکت در عرصه هنری ۲- بازگشت پيش کسوتان به صحنه ۳- احترام به تنوع آرا و گونه های مختلف تئاتر ۴- ايجاد حق انتخاب برای تماشاگر کار خود را آغاز کرد. ولی تئاتر هم مانند آنها دچار فراز و نشيب هايی شد، ولی هيچ گاه به نقطه قبل از دولت خاتمی برنگشت.

در اين دوران بهرام بيضايی پس از نزديک به بيست سال دوری به صحنه تئاتر آمد و صحنه های تئاتر شاهد حضور پيش کسوتانی مانند حميد سمندريان، علی نصيريان، بهزاد فراهانی، رضا ژيان، مهدی هاشمی، حميد مظفری و... بود.

دوران هشت ساله خاتمی علاوه بر بازگشت پيش کسوتان تئاتر به صحنه، زمينه رشد و شناخت نيروهای جوان و تازه مانند محمد يعقوبی، حامد محمدطاهری، جلال تهرانی، اصغر دشتی، پانته آ بهرام و... را فراهم کرد.

استقبال تماشاچيان در سال های اوليه نشان دهنده اين موضوع بود که با تنوع آرا و گونه های مختلف تئاتری و اعتماد به پديدآورنده های آثار هنری می توان به رشد تئاتر اميدوار بود.

انتخاب موضوعات نمايشی که مردم در اجتماع با آن درگير بودند، نقش مهمی را جهت رشد تماشاچی در تئاتر دارا بود. افزايش تعداد نمايش ها و کاهش تعداد تماشاچيان دليل خوبی در اين باره است.

گرايش به تئاتر ژورناليستی و فاصله گرفتن از تئاتر انديشه در اين دوره نيز به چشم خورد. حضور بازيگران تلويزيون وسينما در کنار بازگشت بازيگران قديمی تئاتر از سينما و تلويزيون به صحنه از نکات قابل توجه اين دوره و جايگاه تئاتر در ميان بازيگران است.

با توجه به اينکه محمد خاتمی نظريه گفتگوی تمدن ها را مطرح کرده بود و تئاتر مناسب ترين گونه هنر در اين زمينه است، عدم اختصاص بودجه مناسب به تئاتر از نکات قابل انتقاد به دولت خاتمی است.

تالارهای نمايش

در اين دوران تالار سنگلج که مدت ها بود کاری در آن صورت نمی گرفت، دوباره فعال شده بيشتر نمايش های سنتی و ملی را پوشش می داد. خانه نمايش در اداره تئاتر که ويژه کارهای تجربی بود، دوباره راه اندازی شد و ساختمان اداره تئاتر که به خاطر اختلاف با مالک آن در آستانه تعطيلی رفته بود با اعتراض تئاتری ها از مالک آن برای تئاتر خريداری شد.

بنياد رودکی که مجموعه تالار وحدت و موزه آزادی تحت نظر آن است، فعال تر از گذشته شد. اجرای شمس پرنده ،يوسف و زليخا به کارگردانی پری صابری، نوبت ديوانگی به کارگردانی هادی مرزبان، رابعه به کارگردانی حسين سحرخيز که می توان آنها را اپرت ايرانی ناميد، از اقدامات بنياد رودکی بود.

ولی مهمترين اقدام بنياد تأسيس تالار فردوسی مقابل تالار وحدت در بخشی از کارگاه دکور و لباس است. اين تالار ويژه اپرای عروسکی است که با اپرای عروسکی رستم و سهراب به کارگردانی بهروز غريب پور افتتاح شد.

توليد يک سری تئاتر حرفه ای از آثار داود ميرباقری در تماشاخانه مهر وابسته به حوزه هنری و سالن های فرهنگسراها در زمان مسئوليت همزمان محمدعلی زم در حوزه هنری و سازمان فرهنگی – هنری شهرداری از اقدامات مفيد بود که خارج از اختيار دولت ولی در رقابت با آن شکل گرفت که با تغيير مديريت در دوسازمان فوق به گام دوم نرسيد.

مهمترين تالار نمايشی در ايران، تئاتر شهر با ۸ سالن است. بار اصلی تئاتر در ايران را اين مجموعه بر دوش دارد. قرار بود مجموعه ای مانند آن نيز در ونک تأسيس شود که به دست فراموشی سپرده شد.

جشنواره ها

هفدهمين جشنواره تئاتر فجر در سال ۷۷ تبديل به يک جشنواره بين المللی می شود و از آن سال به بعد گروههای تئاتری خارجی در جشنواره حضور پيدا می کند. اين تغيير در محتوی جشنواره سبب ارتباط بيشتر بين گروههای تئاتری ايران و ديگر کشورها شد.

راه اندازی جشنواره ايران زمين در اهواز در سال ۱۳۷۸ از اقدامات ديگر دوره رياست جمهوری خاتمی بود. اين جشنواره هر سال در آذر ماه برگزار می شد که دور آخر آن با مشکلاتی روبرو شد که به تعطيلی اين جشنواره منجر شد.

اين جشنواره در هردوره يک موضوع محوری داشت که عبارت بودند از: ۱- فردوسی ۲- مولوی ۳- نظامی گنجوی ۴- عطار نيشابوری ۵- فرهنگ و ادب کهن ايران وجهان 6- عبيد زاکانی.

نخستين همايش عاشورايی از ديگر اقدامات دولت خاتمی بود که در سال ۱۳۸۳ افتتاح شد. اين همايش ترکيبی از کارهای نمايشی، نمايشنامه خوانی و سخنرانی و پژوهشی بود.

خانه تئاتر

يکی از اقدامات مهم دوره خاتمی تأسيس خانه تئاتر در سال ۱۳۷۸ بود. با ايجاد خانه تئاتر انجمن های بازيگران، کارگردانان، نمايشنامه نويسان، نمايشگران عروسکی، نمايش خيابانی، طراحان صحنه، کارکنان فنی و منتقدان و نويسندگان شکل گرفتند.

بسياری از اعضای خانه تئاتر که از بيمه بی بهره بودند، توسط خانه تئاتر بيمه شدند. تشکيل تعاونی مسکن آخرين اقدام خانه تئاتر برای اعضا بود. تشکيل شورای داوری در خانه تئاتر برای حمايت از اعضا از اقدامات در حال انجام است.

برگزاری جشن های خانه تئاتر، نمايشنامه خوانی، بزرگداشت از پيش کسوتان تئاتر، جلسات سخنرانی در زمينه های مختلف برای ارتقاء دانش حرفه ای اعضا از برنامه های هميشگی خانه تئاتر است.

اعتراض به قرارداد گيشه، برگزاری هفته چخوف با همکاری مرکز هنرهای نمايشی و تشکيل مجمع عمومی از دست اندرکاران تئاتر کشور برای تدوين اساسنامه مرکز ملی تئاتر ايران وابسته به سازمان ITI تحت نظر يونسکو از ديگر اقدامات خانه تئاتر بود.

با تأسيس خانه تئاتر، تصميم گيری در برنامه ريزی در برنامه تئاتر کشور و حمايت از دست اندرکاران تئاتر و ارتقای هنر تئاتر تا حدودی امکان پذير شده است. و اين از اقدامات بياد ماندنی دوره محمد خاتمی است.

تئاتر شهر در دوران هشت ساله محمد خاتمی

گزارش و آمار سال به سال مجموعه تئاتر شهر در دوران رياست جمهوری خاتمی، ملاک ارزيابی خوبی از تئاتر در اين دوران است.

سال ۱۳۷۶: در آغاز دولت اول محمد خاتمی، سه سالن اصلی، چهارسو و تالار کوچک تئاتر شهر فعال بود. در اين سال حسين پاکدل مديريت تئاتر شهر را به جای مجيد جعفری به عهده می گيرد. در اين سال ۲۱ نمايش در اين مجموعه اجرا شد و ۱۲۲ هزار تماشاگر از نمايش ها ديدن می کنند.

عشق آباد به کارگردانی داود ميرباقری با بازی پرويز پرستويی، رسول نجفيان، چيزی شبيه به زندگی به کارگردانی حسين پناهی، آنسوی آينه به کارگردانی آزيتا حاجيان، حماسه بز زنگوله پا به کارگردانی جواد ذوالفقاری در سالن اصلی و کارنامه بندار بيدخش به کارگردانی بهرام بيضايی با بازی پرويز پورحسينی و مهدی هاشمی، آميز قلمدون نوشته اکبر رادی به کارگردانی هادی مرزبان و بازی ايرج راد در سالن چهار سو از نمايش های مطرح سال ۷۶ بودند.

سال ۱۳۷۷: سالن قشقايی بعد از مدتها و پس از بازسازی به مجموعه تئاتر شهر اضافه می شود. و در اين مجموعه سالن جديدی به نام سايه ساخته می شود.

در سال ۷۷ تعداد ۵۱ نمايش در مجموعه تئاتر شهر اجرا می شود و تعداد تماشاچيان به ۱۷۷ هزار و 600 نفر افزايش پيدا می کند. دراين سال افراد بيشتری فرصت حضور برروی صحنه را پيدا می کنند.

در اين سال حميد سمندريان پس از ده سال با نمايش دايره گچی قفقازی برتولت برشت به تئاتر برمی گردد و رضا ژيان با نمايش دوستان با محبت به همراهی اکبر عبدی و حميد جبلی بر روی صحنه می رود.

شب روی سنگ فرش خيس نوشته اکبر رادی به کارگردانی هادی مرزبان، عاشق کشون به کارگردانی سياوش تهمورث، شبی در تهران به کارگردانی گلاب آدينه، جنايت و مکافات به کارگردانی ميکائيل شهرستانی در سالن اصلی و همچون کوچه ئی بی انتها به کارگردانی سيروس شاملو، دادگاه نورنبرگ به کارگردانی منيژه محامدی، آرش به کارگردانی قطب الدين صادقی، نيلوفر آبی به کارگردانی حميد امجد، شاعر به کارگردانی مسعود کرامتی با بازی امين تارخ و مهتاب کرامتی و بانو آئويی به کارگردانی بهرام بيضايی در ديگر سالن ها بر روی صحنه می رود.

در اين سال چهره هايی چون شبنم طلوعی با نمايش بازی هفتم و محمد يعقوبی با نمايش زمستان ۶۶ و وحيد رهبانی با نمايش در انتظار گودو در تئاتر ايران مطرح می شوند.

سال 1378: در اين سال ۵۰ نمايش در مجموعه تئاتر شهر بر روی صحنه می رود. تعداد تماشاچيان ۱۷۴ هزار نفر می شود و نسبت بليت ميهمان به بليتی که از گيشه خريداری می شود، کمتر از گذشته می شود. در اين سال سالن خورشيد به مجموعه تئاتر شهر اضافه می شود.

در اين سال نمايش های دندون طلا به کارگردانی داود ميرباقری، ريچارد سوم به کارگردانی داود رشيدی، دختر گلفروش به کارگردانی پروانه مژده، گل و قداره به کارگردانی بهزاد فراهانی، بازی نوشته استريندبرگ به کارگردانی حميد سمندريان، پستوخانه به کارگردانی حميد امجد، تبار خون و حشمت به کارگردانی آتيلا پسيانی، پانتوميم روی فرش به کارگردانی سيروس شاملو، بازگشتی نيست به کارگردانی منيژه محامدی، مصاحبه به کارگردانی محمد رحمانيان، پابلو نرودا به کارگردانی عليرضا کوشک جلالی، گزارش به آکادمی به کارگردانی فرهاد آئيش، سياها نوشته ژان ژنه به کارگردانی حامد محمد طاهری و رقص کاغذ پاره ها به کارگردانی محمد يعقوبی به نمايش در آمدند.

سال ۷۹: در اين سال رونق تئاتر رو به افول می رود. تعداد تماشاگر به ۱۳۰ هزار کاهش پيدا می کند، در صورتيکه تعداد نمايش ها به ۶۰ نمايش افزايش پيدا می کند.

نمايش های شاخص اين دوره عبارتند از: کمدی شب سيزدهم به کارگردانی حميد امجد، سووشون به کارگردانی منيژه محامدی و در دل باسگ به کارگردانی حسين عاطفی و آتيلا پسيانی در سالن اصلی اجرا می شود.

در سالن های ديگر اين نمايش ها به اجرا در می آيند: پوف و بدنسازی به کارگردانی هوشنگ حسامی، قهوه قجری به کارگردانی آتيلا پسيانی، حوالی کافه شوکا به کارگردانی هوشمند هنرکار، هفت قبييله گمشده به کارگردانی قطب الدين صادقی، شبهای آوينيون به کارگردانی کورش نريمانی، يک مضحکه به کارگردانی رضا کرم رضايی، حسرت، آرزو و رويا به کارگردانی مهدی هاشمی (اولين کارگردانی مهدی هاشمی پس از انقلاب)، هشتمين سفر سندباد نوشته بهرام بيضايی به کارگردانی کيومرث مرادی، هملت به کارگردانی ميکائيل شهرستانی، تق صير و ۳۲ دقيقه از ماجرا به کارگردانی فرهاد آئيش، پس تا فردا نوشته ريما رامين فر و نمايش دل سگ به کارگردانی محمد يعقوبی، شازده کوچولو به کارگردانی گلرخ ميلانی و خط عشق به کارگردانی قطب الدين صادقی.

در اين سال نمايش کودکان در تئاتر شهر ديگر اجرا نمی شود که تأثير منفی در جذب مخاطب در اين مجموعه دارد.

سال ۸۰: در اين سال تعداد تماشاگران به ۱۰۸ هزار نفر کاهش پيدا می کند. تعدلد نمايش اجرا شده در اين سال ۶۵ تاست. سالن جديدی به نام تالار نو در اين سال به مجموعه تئاتر شهر اضافه می شود.

در سالن اصلی اين نمايش ها اجرا می شود: شام اول – شام آخر به کارگردانی فرهاد آئيش، بازرس به کارگردانی عليرضا کوشک جلالی، قبله عالم به کارگردانی هادی مرزبان، هفت کردار به کارگردانی هرمز هدايت، ديوان تئاترال به کارگردانی محمود استاد محمد، هنر به کارگردانی داود رشيدی.

يک دقيقه سکوت به کارگردانی محمد يعقوبی، رژيسورها نمی ميرند به کارگردانی حسين کيانی، خروس به کارگردانی محمد رحمانيان، مده آ به کارگردانی محسن حسينی، کرگدن به کارگردانی وحيد رهبانی، عشق رو خرپشته به کارگردانی رضا ژيان، سعادت لرزان مردان تيره روز اين ديار به کارگردانی محسن عليخانی، آغامحمدخان کاليگولا به کارگردانی سيروس شاملو، افسون معبد سوخته به کارگردانی کيومرث مرادی، تولد به کارگردانی نادربرهانی مرند، حالت چطوره مش رحيم و گلدونه خانوم به کارگردانی اسماعيل خلج، دير راهبان به کارگردانی مهندس پور و گنگ خوابديده به کارگردانی آتيلا پسيانی در سالن های ديگر تئاتر شهر اجرا شدند.

سال ۸۱: در اين سال ۱۰۵ هزارنفر از ۵۲ نمايش اجرا شده در تئاتر شهر ديدن کردند. کارهای شاخص در سالن اصلی در اين سال خانه برنارد آلبا نوشته فدريکو گارسيا لورکا به کارگردانی چولی ( محصول مشترک ايران وآلمان)، بيتوس بيچاره به کارگردانی حميد مظفری و افشين و بودلف هردو مرده اند به کارگردانی قطب الدين صادقی بود.

هملت به کارگردانی مجيد جعفری، سحوری به کارگردانی قطب الدين صادقی، همان هميشگی به کارگردانی ريما رامين فر، پائيز به کارگردانی نادربرهانی مرند، والس مرده شوران به کارگردانی کورش نريمانی، نفرتی تی به کارگردانی جلال تهرانی، دايره بسته به کارگردانی منيژه محامدی، روز رستاخيز به کارگردانی فرهاد مهندس پور، پچ پچ های پشت جبهه های نبرد به کارگردانی عليرضا نادری و کلفت ها به کارگردانی محمد عاقبتی از نمايش هايی بودند که در سالنهای ديگر مجموعه تئاتر شهر بر روی صحنه رفتند.

در اين سال جلسات نمايش نامه خوانی در کافه تريای سالن اصلی دايرشد که تا سال ۸۴ ادامه پيدا کرد.

سال ۸۲: ۵۲ نمايش در سال ۸۲ برروی صحنه رفت که ۱۱۳ هزار تماشاچی از آن ديدن کرند. در سالن اصلی سوگ سياوش به کارگردانی پری صابری و در مصر برف نمی بارد به کارگردانی علی رفيعی و ضيافت شيطان به کارگردانی امير دژاکام بر روی صحنه رفتند.

شب هزار و يکم به کارگردانی بهرام بيضايی، قهوه تلخ به کارگردانی شبنم طلوعی، داستان های خرس پاندا به کارگردانی تينوش نظم جو، پل به کارگردانی محمد رحمانيان، ايوانف به کارگردانی اکبر زنجانپور، خواب در فنجان خالی به کارگردانی کيومرث مرادی، زائر به کارگردانی حميد امجد، قرمز و ديگران به کارگردانی محمد يعقوبی و بحرالغرايب به کارگردانی آتيلا پسيانی از نمايش هايی بودند که در سالن های ديگر مجموعه تئاتر شهر برروی صحنه رفتند.

سال ۸۳: در اين سال، نمايش های سالن های ديگر مجموعه تئاتر شهر با استقبال بيشتری نسبت به سالن اصلی برخورداربود. در سالن اصلی سه خواهر به کارگردانی اکبر زنجانپور، من از کجا، عشق از کجا به کارگردانی پری صابری و هی مرد گنده گريه نکن به کارگردانی جلال تهرانی ازنمايش هايی بودند که برروی صحنه رفتند.

نمايش های زمستان به کارگردانی هما روستا ( با بازی حميد مظفری)، حرفه ای ها به کارگردانی بابک محمدی ( بابازی رضا کيانيان)، دخمه شيرين به کارگردانی قطب الدين صادقی، آواز قو به کارگردانی محمد رحمانيان، زمزمه مردگان به کارگردانی سيامک احصايی، تيغ کهنه به کارگردانی نادر برهانی مرند، گل های شمعدانی به کارگردانی محمد يعقوبی، بی شير و شکر به کارگردانی حميد امجد، خانه در گذشته ماست به کارگردانی حامد محمد طاهری و ۲۳۴۲ روز بد به کارگردانی بهروز غريب پور در سالن های ديگر تئاترشهر برروی صحنه رفتند.

سال ۸۴ در اين سال چشم اندازی از پل به کارگردانی منيژه محامدی، مجلس شبيه خوانی استاد نويد ماکان و همسرش رخشيد فرزين به کارگردانی بهرام بيضايی، فنز به کارگردانی محمد رحمانيان، خواتين پنج قلعه به کارگردانی مريم کاظمی از نمايش های اجرا شده دراين سال بوده اند.

 

 


?بهنام | در 1386/5/3 ساعت 12:41 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
موسيقی ايرانی در دوران خاتمی؛ از اوج تا نشيب

رياست جمهوری محمد خاتمی سبب شد تا موسيقی در ايران از يک وضعيت برزخی و بلاتکليفی به در آمده و گام در دوران ثبات خود بگذارد.

پيش از اين و در دوره رياست جمهوری هاشمی رفسنجانی برخی حرکتها در حوزه موسيقی صورت گرفته بود که به نوعی آن را می توان پايه گذار حرکتهای بعدی در موسيقی به شمار آورد. اما تحولات سياسی - اجتماعی به همراه رشد فناوری اطلاع رسانی آن نهالهای کوچک سالهای پيشين را به درختانی پرشاخ و برگ در دوره خاتمی تبديل کرد.

اگرچه رشد توليدات موسيقی (‌به صورت آلبوم‌) در سالهای ۷۱ تا ۷۴ به گونه ای بود که حتی در طلايی ترين دوره حکومت خاتمی نيز تکرار نشد. برابر آمار ی که از توليدات موسيقی در دوره ياد شده موجود است، سالانه ۳۰۰ تا ۴۰۰ مجوز توليد آلبوم موسيقی از سوی مرکز موسيقی صادر و همين تعداد اثر به بازار موسيقی عرضه شده است. اين رقم در سالهای ۷۷ تا ۸۰ که دوران طلايی فعاليتهای موسيقی بود به ۱۲۰ تا ۱۸۰ ساعت آلبوم رسيد.

اين کميت آماری اگرچه بالاست اما در مقابل تنوع تقاضاها در دوران خاتمی شکل گرفت. رشد مطالبات اجتماعی، افزايش سطح سواد افراد و نيز شکل گيری طبقه متوسط نيازهای تازه ای را در ميان نسل جوان پس از جنگ به وجود آورد تا در نهايت تحولات جدی در موسيقی به خصوص در حوزه موسيقی پاپ، آغاز شود. تحولاتی که کليد آن ابتدا در سالهای آغازين رياست علی لاريجانی در صدا و سيما زده شد.

موسيقی سنتی؛ از اوج تا نشيب

هنگامی که عطاء الله مهاجرانی تصدی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت خاتمی را بر عهده گرفت، تقاضای بازار برای موسيقی سنتی بسيار بالا بود.

از دو سال قبل،‌ وقتی صدا و سيما راه اندازی جريان موسيقی پاپ را با به ميان کشيدن برخی خوانندگانی که صدايی مشابه خوانندگان موسيقی پاپ در لس آنجلس داشتند، ‌به عهده گرفته بود و از طريق ايجاد شبکه های مختلف راديويی و تلويزيونی شبانه روز در جهت ترويج اين موسيقی می کوشيد، رقابتی جدی در گرفتن بازار توليدات موسيقی بين اين دوگونه موسيقايی آغاز شد.

در سال ۷۴ محمد رضا شجريان در نامه ای به رئيس وقت سازمان صداو سيما و در اعتراض به آنچه که وی "بی توجهی به حق مولف و مصنف اثر می ناميد" ‌از لاريجانی خواست از پخش آثارش در صدا و سيما جلوگيری کند. اين خود فرصت و خلائی را به وجود آورد تا موسيقی پاپ بروز و ظهور بيشتری در صداو سيما يابد.

موج موسيقی پاپ بازار اقتصادی موسيقی سنتی را نيز سخت تحت تاثير قرار داد و برای نخستين بار در پس از انقلاب اين‌ آثار موسيقی پاپ بود که در صدر تقاضاهای مخاطبان قرار می گرفت.

وضعيت بازار موسيقی سنتی در سالهای پايانی دوره خاتمی به گونه ای شد که بخش خصوصی به جز برای آثاری که در آن خوانندگانی چون شجريان، ناظری، سراج، مختاباد، افتخاری، تعريف و گروه کامکارها می خواندند، ‌در بقيه کارها رغبتی برای سرمايه گذاری نداشتند.

در مقابل مرکز موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، که تا سال ۱۳۷۸ مرکز سرود و آهنگهای انقلابی نام داشت، ‌با راه اندازی ارکستر ملی به رهبری فرهاد فخرالدينی سعی کرد از موسيقی جدی و سنگين ايرانی حمايت کند.

برای اين کار نيز شجريان اعلام آمادگی کرد که در آغاز به کار اين ارکستر به عنوان خواننده به مدت ۵ شب کنسرت اجرا کند. ارکستر ملی اما در تداوم کار خود و پس از اختلافاتی که بين شجريان و مسولان ارکستر به وجود آمد، و نيز به جهت بوروکراسی غير شفاف خود نتوانست بار تحولی را در موسيقی سنتی به دوش بگيرد.

موسيقی سنتی هرچه در داخل به سمت فترت و ضعف سوق داده شد، در خارج از ايران به توفيقاتی دست يافت که در تاريخ موسيقی ايران منحصر به فرد بود. نامزدی آلبوم غزل، کار مشترک کيهان کلهر، شجاعت حسين خان و نيز نامزدی آلبوم بی همگان به سر شود (‌کار مشترک شجريان،‌ عليزاده، کلهر) ‌برای جايزه گرمی ‌و توفيق گروه دستان و گروه کامکارها دراجراهای آمريکا، اروپا و کانادا سبب شد تا موسيقی سنتی ايران در اين سالها همان موقعيتی را به دست آورد که موسيقی هند در دهه های ۶۰ تا ۸۰ در غرب به دست آورده بود.

موسيقی بومی نواحی ايران؛ آتش زير خاکستر

هرچه قدر در دوره خاتمی موسيقی سنتی با پس رفت و بی اقبالی عمومی دچار شد، ‌در مقابل موسيقی بومی نواحی ايران با اقبال و سرمايه گذاری دولتی روبرو گرديد.

مرکز موسيقی حوزه هنری که در سالهای رياست محمد علی زم بر حوزه هنری با بر پايی جشنواره هايی چون موسيقی حماسی، هفت اورنگ و آيينه و آواز به ملجاء و پناهگاه اصلی پژوهشگران موسيقی نواحی ايران بدل شده بود، در دوره دولت خاتمی فعاليت خود را کاهش داد و مرکز موسيقی ارشاد اين وظيفه را با برگزاری جشنواره موسيقی نواحی ايران، از سال ۱۳۷۸، با دبيری محمد رضا درويشی ( آهنگساز و موسيقی پژوه نامدار موسيقی بومی نواحی ايران) بر عهده گرفت.

اين جشنواره که تا به امروز ۶ دوره آن در کرمان برگزار شده است، سهمی جدی در معرفی موسيقی نواحی ايران داشته است.

در کنار اين کار در همين دوره طرح تکريم هنرمندان موسيقی نواحی ايران نيز به اجرا درآمد. در اين طرح برخی از هنرمندان موسيقی نواحی ايران که از بضاعت مالی اندکی برخوردارند به صورت ماهانه حقوق دريافت می کنند. در همين دوره مجموعه گنجينه موسيقی نواحی ايران که کار گرد آوری و پژوهش آن را انجمن موسيقی ايران در دولت هاشمی آغاز کرده بود، به پايان رسيد و در مجموع بيش از ۱۰۰ ساعت موسيقی از شاخص ترين نوازندگان و خوانندگان موسيقی بومی نواحی ايران در اين مجموعه گرد آوری و انتشار يافت.

پژوهشگران موسيقی ايران و بسياری از پژوهشگران موسيقی قومی نامدار موسيقی جهان، ‌همانند استيون بلوم آمريکايی و جان بيلی بريتانيايی، معتقدند موسيقی بومی نواحی ايران آتشی زير خاکستر را می ماند که در صورت سرمايه گذاری اصولی و درست، می تواند توجهات بسياری را از اقصی نقاط جهان به خود جلب کند.

موسيقی پاپ؛ ‌تب تندی که فرونشست

موسيقی پاپ در ايران به رغم بازار اقتصادی موثری که در سالهای آغازين دولت خاتمی به دست آورد، نتوانست با همان شدت و حدت آن مسير را تداوم بخشد. موسيقی پاپ ايرانی به دليل آنکه بسيار دير مجوز فعاليت دريافت کرد هنوز نتوانسته است خود را از سيطره مام اصلی خود که همانا موسيقی لس آنجلسی است، بيرون افکند.

در دوران ۸ ساله دولت خاتمی وزارت ارشاد، به دليل برخی مخالفتهای جناحی و سياسی و نيز به جهت سيطره حضور کارشناسان موسيقی سنتی و کلاسيک در مراکز تصميم گيری مرکز موسيقی ارشاد نتوانست حمايت های موثری جز دادن مجوز به آثار توليدی در پيش گيرد. اين مرکز سعی کرد با برگزاری نخستين جشنواره موسيقی پاپ در همين دوران، نوعی سياستگذاری آرام را در حمايت و جهت دهی به موسيقی پاپ آغاز کند که با مخالفتهای برخی از گروههای فشار از اين کار منصرف شد و نخستين جشنواره موسيقی پاپ که در فرهنگسرای بهمن برگزار شده بود، به آخرين جشنواره ای تبديل شد که مورد حمايت مستقيم مرکز موسيقی وزارت ارشاد قرار گرفت.

مرکز موسيقی در اين دوران سعی کرد با حمايت از پخش و اجرای کنسرت خوانندگانی چون محمد نوری، فرهاد، مازيار، کورش يغمايی ( که همگی نماينده پاپ جدی و هنری در قبل از انقلاب بودند) نوعی جهت گيری هنری و جدی را در برابر رشد قارچ گونه موسيقی پاپ در صدا و سيما رقم زند.

اين کار اگر چه در کوتاه مدت ثمری نبخشيد، اما در دراز مدت و با افول و به عرق نشستن تب تند هنرمندان يک شبه، و کسادی اقتصادی بازارآنها، سبب شد تا خود صداو سيما نيز به سمت استفاده مکرر از آثار اين هنرمندان حرکت کند.

در اين سالها موسيقی پاپ اقبالی در آن سوی آبهای هم پيدا کرد. گروه موسيقی آريان، که توانسته بود در انتخاب ملودی،‌ شعر و آهنگسازی طيفی از جوانان و نوجوانان را به خود جلب و جذب کند، پس از اقبال عمومی در داخل توانست تا نامزدی جايزه موسيقی پاپ بی بی سی نيز به پيش برود.

اين گروه نيز از جمله گروههايی بود که آثارش، جز اين اواخر و در ايام انتخابات رياست جمهوری، کمتر از صدا و سيما فرصت پخش يافت.

در اين سالها علاوه بر فعاليتهای آشکار موسيقی در حوزه موسيقی پاپ، برخی از گروههای جوان که برای ارائه آثارشان در سالنهای عمومی با دشواريهای فراوانی چون دريافت مجوز از ارشاد، ‌از يک سو و هراس از هجوم گروههای فشار از ديگر سو روبرو بودند، با استفاده از اينترنت،‌ نوعی موسيقی را رواج و رونق دادند که به موسيقی زير زمينی معروف شد.

اين گروهها که تعداد آنها در تهران به صدها گروه می رسيد، به رغم تمامی فشارها و امکانات اندک چند جشنواره برگزار و برگزيدگان خود را معرفی کردند.

گروههای خارجی؛ ‌اجراهايی سطحی تا آثاری جدی

گروههای موسيقی خارجی در ۸ سال گذشته حضور جدی درايران داشتند. به جز اجراهايی از اين گروهها در جشنواره موسيقی فجر، برخی از نهادهای مدنی فعال و علاقه مند به موسيقی پاپ و جز خارجی نيز با دعوت از افراد و گروههای شناخته شده گونه های مختلف موسيقی معاصر غرب توانستند فعاليتهايی در اين زمينه ها صورت دهند.

حضور خوان مارتين در ايران و اجرای وی در کاخ نياوران و استقبال کم نظير از کنسرت وی نمونه ای شاخص از اين گونه اجراها بود. انتقادی که برخی از پی گيران جدی موسيقی معاصر غرب به عملکرد وزارت ارشاد و مرکز موسيقی در اين زمينه دارند، دعوت از برخی گروههای ناشناخته و حتی خيابانی برای اجرا در جشنواره موسيقی فجر بود.

همين رويکرد سبب شد که مرکز موسيقی در اين زمينه از يک مرکز تاثير گذار و تعيين کننده به مرکزی با برنامه های مناسبتی و برای رفع تکليف تبديل شود.

موسيقی بانوان؛ همچنان ويژه بانوان

اگرچه نخستین جشنواره موسیقی بانوان در سال 75 و در دولت هاشمی رفسنجانی رخ داد ، اما نهادینه شدن آن در دولت آقای خاتمی صورت گرفت ، به نحوی که در دوسا ل آخر دبیر جشنواره یاد شده نیز به یک بانوی موزیسین سپرده شد. ممنوعيت خوانندگی بانوان در مجامع عمومی،‌ مرکز موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد را به اين صرافت انداخت تا جشنواره ای ويژه بانوان تدارک بيند. اين جشنواره هر سال و در سالروز تولد حضرت فاطمه در تالار وحدت برگزار می شود و تا کنون ۶ دوره آن برگزار شده است.

ضمن آنکه در ايام جشنواره موسيقی فجر نيز برخی گروههای موسيقی بانوان نيز اجراهايی ويژه بانوان داشته اند. در اين جشنواره ها عمدتا خوانندگان قديمی سکاندار کار هستند و اجراهای آنها نيز عمدتا ترانه ها و تصانيفی است که در دوره های گذشته، و به خصوص پيش از انقلاب، خوانده اند.

نگاهی به اين اجراها نشان می دهد که به جز در عرصه آهنگسازی موسيقی سنتی، در خوانندگی و آهنگسازی موسيقی پاپ اتفاق تازه ای رخ نداده است و نسل تازه ای از خوانندگان زن نتوانسته اند بروز و ظهور کنند.

البته در سالهای اخير با استفاده از بانوان در کنسرتهای موسيقی سنتی به عنوان همخوان، رنگ آميزی تازه ای به موسيقی سنتی ايران اضافه شده است که نمونه آن را در آلبوم راز نو، اثر حسين عليزاده، شاهد هستيم.

در سال گذشته و به دليل برخی فشارهای وارده بر مرکز موسيقی، ‌دادن مجوز به اين گونه آثار نيز در پرده ای از ابهام قرار گرفت. ندادن مجوز به آلبوم مشترک عليزاده - ‌گاسپاريان، با اين توجيه که صدای همخوان زن در آن بيش از اندازه بالاست و نيز اعلام گروه کامکارها مبنی بر ندادن کنسرت درايران،‌ درصورتی که نتوانند از همخوان زن استفاده کنند، ‌نمونه ای از عقب نشينی های وزارت ارشاد در سالهای پايانی دولت خاتمی است در مقايسه با سالهايی که با قدرت و شدت از موسيقی بانوان و اجراهای همخوانی آنها حمايت می کردند.

موسيقی کلاسيک؛ رکودی محسوس

موسيقی کلاسيک غربی اگرچه در اين دوره با حضور لوريس چکناوريان تحرکی نسبی به خود گرفت،‌ اما در سالهای اخير وضعيت ارکستر سمفونيک تهران به دليل نبود سياستی واحد دچار آشفتگی شد.

گروه کر ارکستر سمفونيک عملا از هم پاشيد و اين وضعيت سبب شد که بارها و بارها اعتراضات نسبت به اين وضعيت در رسانه های گروهی و نيزنامه نگاری ها به مسولان ارشاد صورت گيرد.

همچنين توجه بيش از حد مرکز موسيقی به نوازندگانی که از ارمنستان می آمدند و نيز در اختيار نهادن بودجه های فراوان برای اجراهای چکناوريان و نبود شورايی سياستگذار برای تعيين چگونگی اداره اين ارکستر اعتراضات فراوانی را درميان اهل موسيقی سبب شد.

اگرچه در موسيقی کلاسيک اجراهای گروهی، همانند دونوازی ها (‌دوئت ) سه نوازی ها (‌تريو) ‌و چهار نوازی ها (‌کوارتت) ‌رشدی چشمگير داشت و از علاقه مندی نسل جوان به اين گونه موسيقی خبرمی داد، اما اجراهای ارکستر سمفونيک تهران، به جز مواردی که با رهبری شهرداد روحانی و اين اواخر علی رهبری،‌ اجرا شد، مابقی با استقبال عمومی روبرو نمی شد.

جدال چند ساله بر سر رهبری دائمی ارکستر سمفونيک تهران نيز در ايجاد اين وضعيت تاثيری جدی داشت. جدالی که در نهايت با درگذشت فريدون ناصری در روزهای اخير به نوعی پايان يافت.

نهاد های مدنی اجتماعی؛‌ خانه موسيقی با ۵ هزار عضو

اگر تاسيس و ثبات خانه موسيقی در دوران دولت خاتمی را بزرگترين دستاورد خاتمی بناميم، سخنی به گزاف نگفته ايم.

اين نهاد در مهرماه سال ۱۳۷۷ و با حضور جمعی از چهره های شاخص موسيقی سنتی و کلاسيک شکل گرفت.

حمايتهای مرکز موسيقی وزارت فرهنک ارشاد اسلامی در پاگيری و رشد اين نهاد انکار ناپذير است، به نحوی که در ۴ سال ابتدايی فعاليت خود آنها در ساختمانی که مرکز موسيقی در اختيار آنها قرار داده بود، به فعاليت می پرداختند و البته بودجه ای خاص نيز در اختيار اين نهاد قرار داده شده بود تا بتواند چرخهای خود را بگرداند.

آخرين خدمت خاتمی به خانه موسيقی، تعيين اعتباری ۶۰۰ ميليون تومانی برای خريد خانه ای ويژه اين نهاد است که ۲۰۰ ميليون تومان آن تاکنون پرداخت شده است. خانه موسيقی در مدت فعاليت خود تابه امروز نزديک به دو هزار تن از اهل موسيقی را بيمه کرده است و در ضمن در تعيين سطح آموزشگاهها و نيز مدرسانی که دراين آموزشگاهها درس می دهند، مشارکت مستقيم دارد.

در اين ايام انجمن صنفی هنرمندان موسيقی نيز فعاليت خود را آغاز کرد که به دليل عدم توفيق عملا در استمرار کارش ناکام ماند.

اگرچه در دوره ۸ ساله خاتمی تحولات مثبت و موثری در حوزه موسيقی رخ داده است، اما برخی نگرانی ها همچنان وجود دارد که سليقه ای بودن اعطای مجوز به آثار توليدی و جلوگيری از اجرای کنسرتهای موسيقی در شهرستانها از جمله مهمترين آنهاست.


?بهنام | در 1386/5/2 ساعت 12:41 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
خاتمی و جامعه مدنی؛ بن بست در حوزه نظر و عمل

در بين رهبران جمهوری اسلامی، محمد خاتمی نخستين فردی بود که لفظ "جامعه مدنی" را بر زبان راند.

سرنوشت جامعه مدنی در حوزه عمل بهتر از نزاع‌های مفهومی بر سر آن در طول دوران رياست جمهوری خاتمی نبوده است. با آنکه وزارت کشور دولت خاتمی تلاش کرد تا به شکل‌گيری نهادهای مدنی مستقل از دولت کمک کند، اما در عمل به دليل محدوديت‌هايی که محافل محافظه‌کار در برابر آن ايجاد کردند، در اين زمينه تحول چشمگيری صورت نگرفت.


?بهنام | در 1386/5/1 ساعت 12:46 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
مطبوعات در دوران خاتمی؛ لب خندان و چشم گريان

با پيروزی محمد خاتمی در دوم خرداد سال ۱۳۷۶، گشايش نسبی در عرصه روزنامه نگاری و اطلاع رسانی در ايران پديد آمد.

انتشار روزنامه های جديدی که با شتاب وارد حوزه های جديدی می شدند که نزديک به دو دهه از ورود به آن منع شده بودند، اگرچه از يک سو استقبال و افزايش مخاطبان و تاثيرگذاری مطبوعات را به همراه داشت، اما در عين حال، موجب بروز مخالفت ها و برخوردهايی جدی با نشريات و روزنامه نگاران نيز شد.


?بهنام | در 1386/4/31 ساعت 12:45 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
جاده ناهموار سياست برای 'خطرزا ترين وزارتخانه'

سقوط سالانه يک فروند هواپيمای مسافربری، کشته شدن سالانه ۲۶ هزار نفر در تصادفهای جاده ای و برخورد گهگاه قطارها خاطرات تلخی بود که مردم ايران اميدوار بودند در سايه اصلاحات اقتصادی موعود محمد خاتمی کمرنگ شود ولی سايه سنگين سياست بر وزارت راه و ترابری اجازه تحقق چنين خواسته ای را به او نداد.

عمده تلاش دولت برای بهبود عملکرد آنچه کارشناسان خطرزا ترين وزارتخانه ايران خوانده اند، به دوردوم رياست جمهوری آقای خاتمی موکول شد، دوره ای که یک وزیر راه جان باخت و دیگری استیضاح شد.

بزرگترین دستاورد وزارت راه آقای خاتمی، احداث راه آهن هزار کیلومتری مشهد-بافق و بزرگترین حادثه انفجار قطار در شرق ایران بود.


?بهنام | در 1386/4/31 ساعت 12:39 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
اينترنت در دوران هشت ساله 'دولت اصلاحات'

اينترنت در دوران هشت ساله دولت اصلاحات در کنار رشد شگفت انگيزش، موانع و محدوديت های بسياری را از سر گذرانده است، از مسدود کردن سايت ها و وبلاگ ها گرفته تا احضار مسئولان سايت ها به دادگاه و زندانی شدن وبلاگ نويسان.

دوم خرداد ۷۶ وقتی سيد محمد خاتمی با رای خيره کننده ای به رياست جمهوری رسيد اينترنت واژه غريبی در ايران به حساب می آمد و تعداد کاربران آن به افراد زباندانی محدود بود که با کامپيوتر نيز آشنا بودند.


?بهنام | در 1386/4/30 ساعت 12:44 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
خاتمی با نوشداروی اقتصاد بيمار ايران چه کرد؟

دوران رياست جمهوری محمد خاتمی در حالی آغاز شد که خصوصی سازی به واسطه بروز آثار منفی اجتماعی اش همچون اخراج کارگران واحدهای واگذار شده و ايجاد رانت در روند فروش مذاکره ای شرکتهای دولتی از سوی عموم مردم با انتقادهای شديد رو به رو بود.

بر همين اساس آقای خاتمی در جريان رقابت های انتخاباتی خود در سال ۱۳۷۶ خورشيدی به مردم وعده داد تا شيوه رايج خصوصی سازی را اصلاح کند.


?بهنام | در 1386/4/30 ساعت 12:39 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
نقش دولت خاتمی در افزايش درآمدهای نفتی ايران

کمتر از هشت سال پس از وقوع مهمترين بحران نفتی دو دهه اخير که منجر به کاهش قيمت هر بشکه نفت ايران به زير ده دلار شد، جامعه ايرانی به دنبال يافتن پاسخی برای اين سوال می گردد که درآمدهای نفتی دولت محمد خاتمی صرف چه اموری شده است.

وزارت نفت آقای خاتمی که زمام امور ايران را با درآمد نفتی ده ميليارد دلاری به دست گرفت و با دورنمای درآمد ۴۰ ميليارد دلاری سال جاری خورشيدی مسئوليت اداره دولت را تحويل آقای احمدی نژاد می دهد، به فساد در عقد قراردادهای توسعه ميادين نفت و کارخانجات پتروشيمی متهم است.


?بهنام | در 1386/4/29 ساعت 12:38 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
صنعت خودروسازی ايران: پرشتاب، تجدد طلب و رقابت گريز

هشت ساله گذشته با متوسط رشدی حدود ۳۰ درصد دوره ای رويايی را پشت سر گذاشته و از ۱۲۰ هزار دستگاه در سال ۷۵ به حدود ۹۰۰ هزار دستگاه در سال گذشته رسيده است.

حجم تقاضاهای بی پاسخ يک دوره تقريبا بيست ساله به خودروسازان فرصت داده که در ميدانی بی رقيب بدون دل نگرانی تمامی توليدات خود را بفروشند و در بسياری مواقع نيز از ماه ها قبل قيمت خودرو را از مشتری دريافت کنند.


?بهنام | در 1386/4/28 ساعت 12:35 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
کارنامه احمدی نژاد در دومین سال ریاست جمهوری

محمود احمدی نژاد در حالی وارد سومین سال ریاست جمهوری می شود که قیمت نفت در بازارهای جهانی در بالاترین سطح قرار دارد و دولت برای تامین نیازهای ارزی خود مشکلی ندارد. در کنار آن، سایه پرونده هسته ای همچنان بر اقتصاد ایران سایه افکنده و تحریم های شورای امنیت، همکاری های بین المللی ایران را با موانعی روبه رو کرده است.

در دومین سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، درآمد نفت به رقم استثنایی ۵۰ میلیارد دلار رسید و تقریبا تمامی آن مصرف شد. تبدیل این حجم دلار نفتی به ریال و تزریق آن به اقتصاد ایران، نقدینگی را افزایش داد و حجم نقدینگی به حدود ۱۳۰ هزار میلیارد تومان رسید.

استفاده بیش از اندازه دولت از درآمدهای نفتی، حجم نقدینگی را در دو سال گذشته دو برابر کرده و آن را به حدی رسانده که در تاریخ اقتصاد ایران بی سابقه است و کارشناسان می گویند یکی از آشکارترین پیامدهای این حجم نقدینگی، سرعت گرفتن نرخ تورم و گرانی کالا و مسکن در چند ماه اخیر است.

گزارش های رسمی نشان می دهد نرخ تورم به ۶/۱۳ درصد است و پیش بینی می شود نرخ تورم در سال جاری نیز افزایش یابد.

در نیمه دوم سال گذشته قیمت مسکن به شدت افزایش یافت و گزارش ها نشان می دهد که در شهر تهران قیمت مسکن بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است.

برنامه های پر مسئله

در دومین سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، مشکلاتی بروز کرد که بخشی از آن به عقیده کارشناسان، به تصمیمات و برنامه های شتابزده دولت در عرصه های اقتصادی و اجتماعی بر می گشت. دخالت های دولت در بخش تولید کالا و بازار پول و سرمایه اگر چه با مخالفت هایی همراه بود اما مثل سال اول ریاست جمهوری ادامه یافت.

تغییر ساعت کار بانک ها بعد از چندماه سر انجام با فشار نمایندگان مجلس به حالت قبلی بازگشت و دو نرخی کردن دستمزد کارگران رسمی و قراردادی به اخراج چندین هزار کارگر منجر شد و وزارت کار از سر ناچاری از تصمیم خود عقب نشینی کرد.

وزارت صنایع و معادن نیز که افزایش تعرفه گوشی تلفن همراه از ۴ درصد به ۶۰ درصد را پیشنهاد کرده بود نتوانست به وعده خود برای تولید گوشی تلفن همراه در داخل عمل کند.

در کنار افزایش تعرفه، دولت برنامه هایی را نیز برای جمع آوری گوشی های قاچاق اجرا کرد اما شواهد نشان می دهد که این برنامه نیز شکست خورده است.

آخرین برآوردها نشان می دهد که نزدیک به ۸۰ درصد گوشی های تلفن همراه در سال گذشته به صورت قاچاق وارد ایران شده است.

نیاز سالانه ایران به گوشی تلفن همراه بین پنج تا هفت میلیون دستگاه برآورد می شود.

در دو سال گذشته با گسترش شبکه تلفن همراه دولتی و اعتباری تالیا و شروع به کار اپراتور دوم شبکه تلفن همراه موسوم به ایرانسل، آمار خطوط تلفن های همراه دولتی و غیر دولتی به حدود ۱۶ میلیون رسیده است.

تغییر ساختار سازمان مدیریت

تغییر ساختار سازمان مدیریت و برنامه ریزی در سال گذشته اختلافاتی گسترده ای در بین مدیران دولتی بر انگیخت و فرهاد رهبر رئیس وقت سازمان مدیریت از سمتش کنار گذاشته شد و چند تن از معاونان این سازمان نیز استعفا کردند.

این تصمیم دولت با مخالفت سازمان مدیریت و برنامه ریزی و کارشناسان اقتصادی مواجه شد که معتقدند با این اقدام سازمان مدیریت و برنامه ریزی ماهیت خود را از دست خواهد داد.

به عقیده این گروه، استانداران معمولا به کارهای سیاسی و امنیتی می پردازند در حالی که فعالیت های سازمان مدیریت و برنامه ریزی عمدتا اقتصادی است و سپردن اختیار بودجه استان ها به استانداران، نظام برنامه ریزی را به شدت دستخوش تغییر می کند و دیگر نمی توان از این سازمان انتظار تحقق برنامه های توسعه را داشت.

دولت بدون توجه به مخالفت ها طرح تغییر ساختار سازمان مدیریت را پیگیری می کند و امیدوار است با این "اصلاح ساختار" بتواند همچون طرح بنگاه های زود بازده گره از مشکلات ایران بگشاید.

مقابله با بیکاری

طرح بنگاه های زود بازده که دولت برای ایجاد شغل دنبال می کند با استقبال متقاضیان وام مواجه شده است. اختصاص حجم عظیمی از منابع بانکی برای ایجاد بنگاه های زود بازده، مخالفت بانک ها را به دنبال داشت اما بانک ها نتوانستند در مقابل خواسته دولت مقاومت کنند.

بر اساس آخرین گزارش های رسمی، بیشتر از ۷۰۰ هزار درخواست برای ایجاد بنگاه های زودبازده به بانک های فرستاده شده است که اجرای آنها به بیشتر از۳۵ هزار میلیارد تومان سرمایه نیاز دارد.

سال گذشته حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان از منابع بانکی به این طرح اختصاص یافت و دولت پیش بینی کرده امسال ۳۰ هزار میلیارد تومان از منابع بانک ها را به این طرح اختصاص دهد.

ایران سه و نیم میلیون بیکار دارد و سالانه نیز حدود ۸۰۰ هزار نفر به جمع بیکاران اضافه می شود و دولت امیدوار است بتواند با اجرای طرح بنگاه های زود بازده، نرخ بیکاری را از ۵/۱۱ درصد کنونی به کمتر از ده درصد در دو سال آینده برساند.

دولت در دو سال گذشته سعی کرده پرداخت وام به بنگاه های زود بازده را آسان تر کند اما بانک ها به عنوان بنگاه اقتصادی تا حدودی منافع بانک ها را بر منافع سیاسی دولت ترجیح داده و از همراهی صرف با دولت شانه خالی کردند، برای همین بین تقاضای و تخصیص وام فاصله زیادی وجود دارد.

گسترش بنگاه های کوچک اقتصادی یکی از راه حل های کوتاه مدت برای مقابله با بیکاری فزاینده است اما به نظر کارشناسان، ایجاد شغل های پایدار نیازمند در برطرف کردن مسائل مهم تری است که منجر به کاهش سرمایه گذاری شده است.

کاهش سود بانکی

با آنکه بانک ها در مقابل خواسته دولت برای آسانگیری در توزیع وام های ارزان تا حدودی مقاومت کردند، اما نتوانستند در مقابل خواسته رئیس دولت برای کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی کاری از پیش ببرند.

شورای پول و اعتبار در اواخر بهار امسال بعد از یک ماه ناچار شد از تصمیم قبلی خود برای ثابت ماندن نرخ سود بانکی، عقب نشینی کرده و نظر آقای احمدی نژاد را برای کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی تصویب کند.

بر اساس مصوبه شورای پول و اعتبار، نرخ سود تسهیلات بانک های دولتی ۱۲ درصد و نرخ سود بانک های خصوصی ۱۳ درصد خواهد بود.

در دو سالی که آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسیده نرخ بهره بانکی دو بار کاهش یافته و نرخ سود تسهیلات بانک های دولتی از ۱۶ به ۱۲ درصد و نرخ سود بانک های خصوصی نیز از حدود ۲۲ درصد به ۱۳ درصد رسیده است.

این در حالی است که نرخ تورم رسمی اکنون از سود پیش بینی شده بیشتر است و منتقدان می گویند تعیین دستور نرخ سود بانکی می تواند بانک ها را به سمت ورشکستگی سوق دهد.

در کنار فشار دولت برای کاهش نرخ سود بانکی، آقای احمدی نژاد به انتقاد از بانک های خصوصی پرداخت و مدیران بانک خصوصی پارسیان نیز با اتهاماتی ناروشن کنار گذاشته شدند.

برنامه خصوصی سازی

با آنکه خصوصی سازی یکی از هدف های برنامه چهارم توسعه است اما دولت آقای احمدی نژاد آن را با تفسیرهای خود پیش می برد. واگذاری سهام عدالت به حدود شش میلیون نفر از جمله این تفسیرهاست که از نظر دولت بهترین روش خصوصی سازی است.

ارزش سهام عدالت ۵۰۰ هزار تومان است و به گفته مقامات دولتی تاکنون به حدود شش میلیون نفر واگذار شده و ۱۵ میلیون نفر دیگر در نوبت قرار دارند.

در مرحله اول سهام عدالت به افراد تحت پوشش کمیته امداد، سازمان بهزیستی و کسانی که در جنگ هشت ساله ایران با عراق شرکت داشتند، واگذار شده است.

در همین حال با موافقت آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران واگذاری بخشی از شرکت های زیر مجموعه اصلی ۴۴ قانون اساسی که واگذاری آنها ممنوع بود، در برنامه قرار گرفته است.

با اجرای این برنامه، شرکت های بزرگ خودروسازی، فولاد، معادن، بیمه، بانک، هواپیمایی، کشتیرانی، نیروگاه ها، مخابرات و نفت و گاز که با توجه به حجم تولیدات خود، مانعی بزرگ رشد بخش خصوصی محسوب می شوند، از مالکیت دولت خارج خواهند شد.

به عقیده بسیاری از کارشناسان اقتصادی،اصل ۴۴ قانون اساسی که عمده فعالیت های اقتصادی را در اختیار دولت قرار می دهد مانعی بر سر راه خصوصی سازی است و این برنامه گامی مهمی برای اجرای بزرگترین پروژه خصوصی سازی در تاریخ این کشور است.

این اقدام برای اقتصاد ایران که حدود ۸۰ درصد آن دولتی است اهمیتی حیاتی دارد، به خصوص این که معدود تلاش های دولت های گذشته برای خصوصی سازی واحدهای بزرگ با ناکامی هایی رو به رو بوده است.

جیره بندی بنزین

در این دوره صنعت خودروسازی ایران به رشد خود که از پنج سال پیش شروع شده بود، ادامه داد و تولید خودرو به بیشتر از یک میلیون دستگاه رسید.

این افزایش تولید از یک سو و ازرده خارج نشدن خودروهای فرسوده از سوی دیگر مصرف بنزین را افزایش داده است به طوری که روزانه ۳۰ میلیون لیتر از ۷۳ میلیون لیتر بنزین مصرفی از خارج تامین می شود.

در سال گذشته دولت بیشتر از پنج میلیارد دلار صرف واردات بنزین کرده و مجلس دولت را موظف کرده است سهمیه بندی بنزین را به اجرا بگذارد. برنامه سهمیه بندی به دلیل مشکلات فنی کارت هوشمند و نگرانی از پیامدهای اقتصادی و اجتماعی تا کنون چندین بار به تاخیر افتاده است.

در روزهای پایانی خرداد ماه صف های طولانی در پمپ بنزین ها تشکیل شده و انبار کردن بنزین رونق گرفته است. چندین مورد آتش سوزی های ناشی از انبارکردن بنزین، در تهران گزارش شده و وزارت نفت از مردم خواسته است از احتکار و انبار کردن بنزین خودداری کنند.

ایران پیش بینی کرده تا چهار سال دیگر تولید بنزین را به حدی برساند که نیازی به واردات این ماده سوختی از خارج نباشد.

موانع سرمایه گذاری خارجی

افزایش تولید بنزین با سرمایه گذاری داخلی هم امکان پذیر است اما به عقیده کارشناسان، صنعت نفت ایران بدون سرمایه خارجی نمی تواند سطح تولید نفت و سهم خود را در بازار جهانی حفظ کند.

گزارش ها نشان می دهد که صنعت نفت ایران با موانع جدی برای جذب سرمایه خارجی مواجه شده و موسسات مالی بین المللی برای همکاری با ایران و مشارکت در پروژه های نفتی به تردید افتاده اند. دولت سعی دارد با منابع داخلی طرح های توسعه میدان های نفت و گاز را فعال نگهدارد اما کارشناسان می گویند منابع داخلی کفاف نیازهای بخش نفت و گاز را نخواهد کرد.

محدویت هایی که امریکا برای سرمایه گذاران در نظر گرفته یکی از مهمترین مسائلی است که باعث شده تا اکثر شرکت های صاحب نام بین المللی با وجود جذابیت های سرمایه گذاری در صنعت نفت ایران از حضور در این کشور خودداری کنند.

ایران پیش بینی کرده در هشت سال آینده بیشتر از ۱۳۰ میلیارد دلار در صنعت نفت و گاز سرمایه گذاری کند که بیشتر از ۹۰ میلیارد دلار آن از طریق سرمایه گذاران خارجی تامین خواهد شد.

در سال گذشته ژاپنی ها که در ازای پرداخت وامی سه میلیارد دلاری، ۷۵ درصد سهام میدان نفتی آزادگان را به دست آورده بودند سر انجام بعد از شش سال از سرمایه گذاری در این پروژه پشیمان شده و کنار کشیدند.

شرکتی ژاپنی اینپکس هنوز در این پروژه ده درصد سهم دارد اما کار توسعه این میدان به شرکت های داخلی واگذار شده است که برای تامین منابع مالی مشکل دارند.

پیش بینی شده بود برای توسعه این میدان نفتی بیشتر از دو میلیارد دلار سرمایه گذاری شود.

به عقیده کارشناسان، ژاپنی ها به دلیل برنامه هسته ای ایران و فشارهای آمریکا از این پروژه کنار گیری کردند.

در یک سال گذشته مذاکرات مربوط به طرح "خط لوله صلح" که قرار است گاز صادراتی ایران را به پاکستان و هند منتقل کند، ادامه یافت. توافق هایی در زمینه قیمت بین سه کشور صورت گرفته و ایران ابراز امیدواری کرده به زودی قرارداد نهایی طرح امضا شود.

به عقیده برخی کارشناسان، فعالیت های هسته ای و غنی سازی اورانیوم باعث کاهش سرمایه گذاری خارجی به خصوص در صنعت نفت ایران شده و احتمال اعمال تحریم های سختگیرانه تر، روند سرمایه گذاری خارجی را کندتر هم خواهد کرد.


?بهنام | در 1386/4/27 ساعت 12:35 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
خسارات تحريم های آمریکا برای ایران

در شرايطی که پرونده هسته ای ايران به مرحله سرنوشت سازی رسيده، آتش گرفتن يک فروند هواپيما در فرودگاه مشهد که به مرگ ۲۸ نفر و زخمی شدن ۴۳ نفر انجاميد، يک بار ديگر پرونده تحريم اقتصادی ايران از سوی آمريکا را باز کرده است.

اين حادثه درست زمانی رخ داده است که پرونده هسته ای ايران به مراحل حساسی رسيده و برخی احتمال تحريم های گسترده تر را مطرح کرده اند.

تحريم هايی که ممکن است خسارت های وسيعی بر جای بگذارد و اقتصاد کشور را با مشکلی جدی مواجه کند.

صنعت هواپيمايی ايران از حدود سه دهه پيش با مشکل تحريم اقتصادی آمریکا مواجه است و تاکنون نتوانسته ناوگان هوايی خود را بازسازی کند.

اين تحريم‌ها بعد از انقلاب‌ ۱۹۷۹ ميلادی آغاز شده و بر اساس آن ايران نمی تواند هواپيماهايی که بيش از ۱۰ درصد قطعات تشکيل دهنده آنها آمريکايی باشد خريداری کند حتی اگر اين هواپيماها در کشورهای ديگر ساخته شود.

ناتوانی ايران در خريد هواپيماهای نو باعث شده تا اين کشور برای تامين نيازهای خود دست به خريد هواپيماهای دست دوم و هواپيماهای روسی بزند.

اين راه حل در کوتاه مدت جوابگوی نيازهای داخلی و بين المللی ناوگان هوايی بوده اما سقوط پی در پی هواپيماهای با عمر بالا باعث شده تا ناوگان هوايی اين کشور در دريف خطرناک ترين ناوگان هوايی جهان جای بگيرد.

مشکلات صنعت هواپيمايی

در طول ۲۵ سال گذشته ۱۷ هواپيما دچار سانحه شده و نزديک به ۱۵۰۰ نفر از سرنشينان آنها کشته شده اند.

متوسط عمر ناوگان هوايی ايران در سال گذشته حدود ۲۵ سال برآورد شده اما برخی مسئولان ايرانی می گويند در يک سال گذشته با خريد و اجاره هواپيماهای دست دوم و از رده خارج کردن هواپيمای فرسوده، عمر ناوگان هوايی کشور به کمتر از ۲۰ سال رسيده است.

تا يک سال پيش تعداد هواپيماهای مسافری ايران ۸۵ فروند بوده اما بر اساس آخرين آمارها رسمی با احتساب هواپيماهای اجاره ای نزديک به ۱۲۰ فروند هواپيما در ناوگان هوايی ايران پرواز می کنند.

کارشناسان می گويند مهمترين عامل بروز نقص های فنی که منجر به سقوط می شود کهنگی و فرسودگی هواپيماهاست.

مشکل اصلی اين بخش علاوه بر تحريم اقتصادی آمريکا، پائين نگهداشتن قيمت بليت هواپيما از سوی دولت است که اين صنعت را غير اقتصادی کرده و شرکت هايی هواپيمايی را در بازسازی ناوگان هوايی ناتوان کرده است.

بخش دولتی ۷۰ درصد بازار هوايی ايران را در اختيار دارد ولی به دليل کمبود منابع مالی قادر نيست هزينه های بالای استهلاک را تامين کرده و امنيت لازم را برای مسافران پروازها فراهم کند.

بخش خصوصی هم که نزديک به ۳۰ درصد بازار را در دست دارد رغبتی برای گسترش فعاليت ها از خود نشان نمی دهد زيرا پائين بودن قيمت بليت و هزينه های بالای تعمير و نگهداری هواپيما اين صنعت را ضرر ده کرده است.

در طول اين سالها به جز موارد اندکی دولت اقدام موثری برای رفع تحريم نشان نداده و به عقيده کارشناسان ادامه اين وضعيت می تواند زيان های بيشتری بر صنعت هواپيمايی وارد کند و جان افراد بيشتری را به خطر بيندازد.

خسارات تحريم

با اين که تحريم های اقتصادی آمریکا، صنعت هواپيمايی ايران دچار مشکلاتی اساسی کرده اما اثرات اين تحريم ها در ساير بخش های اقتصادی کمتر نمود يافته و ايران با همکاری کشورهای اروپايی و آسيايی توانسته نيازهای اقتصادی خود را برطرف کند.

اين تحريم ها جلوی فعاليت شرکت های آمريکايی به خصوص شرکت های نفتی را گرفته و شرکت های اروپايی و آسيايی بدون حضور رقيب قدرتمند آمريکايی بازار ايران را قبضه کرده اند.
اما ادامه فعاليت اين شرکت ها نيز در حال حاضر به واسطه پايان ضرب الاجل شورای امنيت در هاله ای از ابهام قرار گرفته و ممکن است ادامه همکاری شرکت های خارجی در ايران با مانع جدی رو به رو شود.

کوفی عنان دبير کل سازمان ملل به ايران سفر کرده تا مقامات ايرانی را برای پذيرفتن پيشنهادهای غرب تشويق کند و شورای امنيت نيز در روزهای آينده در باره پرونده هسته ای ايران تصميم گيری خواهد کرد.

به نظر می رسد پرونده هسته ای ايران به روزهای سرنوشت سازی رسيده است و اين احتمال وجود دارد که پاسخ منفی ايران به پيشنهادهای تشويقی غرب در مقابل تعليق غنی سازی اورانيوم، به تحريم اقتصادی گسترده تری بينجامد.

به تعبير ديگر، اگر آمريکا و متحدان اروپايی اين کشور در باره تحريم های گسترده تر به توافق برسند اقتصاد ايران بايد خود را برای مشکلات بيشتری آماده کند. .

هر چند مقامات دولتی عقيده دارند اين تحريم ها شامل صادرات نفت نخواهد شد زيرا پر کردن سهم ۵/۲ ميليون بشکه ای ايران کار ساده ای نيست و بازار نفت را آشفته می کند به همين دليل کشورهای مصرف کننده چنين خطری را نخواهند پذيرفت.

اما برخی کارشناسان با اذعان بر اين نکته که قطع يکباره صادرات نفت در بازار جهانی شوک ايجاد می کند می گویند اين شوک مقطعی است و ايران بايد توجه داشته باشد که کشورهای ديگری نظير عربستان، روسيه و امريکا قادرند با افزايش توليد، کمبود نفت بازار را پر کنند.

از سوی ديگر صنعت ايران در بخش مواد اوليه و ماشين آلات به شدت وابسته به خارج است و تحريم می تواند حيات کارخانجات داخلی را به خطر اندازد.

در يک نگاه بدبينانه اگر اين تحريم همه جانبه و گسترده باشد و ورود و خروج کالا و ماشين آلات را نيز در بر بگيرد آنوقت ابعاد اين مسئله به سادگی قابل محاسبه نخواهد بود، چون ايران سالانه بيشتر از ۴۰ ميليارد دلار کالا و ماشين آلات صنعتی وارد می کند.

در صورت بروز چنين اتفاقی، بيکاری که اکنون مهمترين معضل اقتصاد ايران است به شکل گسترده تری دامن دولت را خواهد گرفت.

از همين رو توصيه اکثر کارشناسان داخلی به مقامات دولتی اين است که با درايت جلوی تحريم های تازه را بگيرند و اقتصاد ايران را از مواجهه با خطرات احتمالی که ممکن است اقتصاد کشور را زمينگير کند، دور نگهدارند.


?بهنام | در 1386/4/27 ساعت 12:30 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
آینده سیاسی احمدی نژاد در ابهام؟

عملکرد محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران از زمان روی کار آمدن در سوم تیر 1384 از سوی رسانه های خارجی با علاقه دنبال شده است.ناکامی آقای احمدی نژاد در برآورده کردن شعارهای تبلیغاتی خود مبنی بر بهبود وضعیت اقتصادی کشور و افزایش تنش ها در روابط خارجی ایران، باعث شده تا برخی تحلیلگران نسبت به انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد در انتخابات سال 1388 شانس چندانی قائل نشوند.گران شدن قیمت کالاهای مصرفی، طرح سهمیه بندی بنزین و افزایش تورم در کنار شدت گرفتن تنش ها بر سر مناقشه هسته ای ایران از جمله دلایل برای روگردانی احتمالی مردم ایران از آقای احمدی نژاد ذکر شده است.مجله فارین پالیسی و روزنامه گاردین طی نوشته هایی به این موضوع پرداخته اند.

?بهنام | در 1386/4/27 ساعت 12:21 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
المسئله

مومنین و مومنات٬ حضرت « آیت الله العظمی کامبیز ملحدی » دامت برکاته طی ارسال فاکس امر فرمودند هر چه زودتر موضوع ذیل به اطلاع خوانندگان رسد. معظم له منتظر جوابهای شما میباشند. والسلام!

- مدیر دفتر روابط عمومی و استفتائات حضرت آیت الله ملحدی

الیوم در محفوضاتمان در باب تاریخ اسلام غور مینمودیم که ناگاه مسئله ای بر ما عارض شد. اینجانب که خود در مقام آیت اللهی هستیم پس از تفکر فراوان جوابی بر آن نیافتیم لذا اصل مسئله را برایتان ارسال مینماییم تا به اطلاع مومنین و مومنات رسد٬ باشد که عزیزی جوابی درخور دهد و همگام رستگار شوند و این است آن مسئله:

گویند حضرت محمد بن عبدالله (ص) در سن بیست و پنج سالگی با خدیجه چهل ساله٬ بانوی محترمی از قریش٬ ‌ازدواج کرد. محمد در شصت و سه سالگی بمرد و لیکن از او دختری بماند نامش فاطمه و لقبش زهرا که حاصل ازدواج محمد و خدیجه بود.

گویند فاطمه اندکی کمتر از یکسال پس از مرگ پدر بمرد. با حسابی سر انگشتی معین میگردد که فاطمه در هنگام مرگ پدر ۱۷ یا ۱۸ ساله بوده است در نتیجه در هنگام تولد او محمد ۴۵ یا ۴۶ ساله بوده است. حال پیدا کنید سن بانو خدیجه را در هنگام وضع حمل. البته بدیهی است مسلمین تعجب نخواهند کرد اگر خدیجه در ۶۰ سالگی وضع حمل نموده باشد چرا که اینهم مسلما از معجزات اسلام عزیز است. فی الحال از مسلمین و مسلمات خواهشمندم مسئله را روشن نمایند که چگونه است زنی ۶۱ ساله در صحرای ۱۴۲۵ سال پیش وضع حمل مینماید!

اجرکم عندالله تعالی

آیت الله العظمی ملحدی


?بهنام | در 1386/4/25 ساعت 04:55 | پیوند | [ 1 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
عبدالكريم سروش

حاج فرج دباغ (= عبدالكريم سروش ) ايشان را ممكن است جوانان ايران بخوبي نشناسند ولي من كه اين " آقا زاده " را ميشناسم! ايشان يك آخوندزاده ئ پروده ئ دولت فخيمه و شيعه پناه و آخوند پرور انگلستان هستند. ايشان حتي از استاداني مانند كارل پوپر سود بردند و نميدانم چگونه به عقل سنتي رسيدند! انگيزه ئ دگرگوني نام وي موجب سخنان بسيار شده است. امّا در اينكه سرمايه دار بزرگ "جورج سوروش" ايشان را پشتيباني معنوي و مادي كرده است، ترديد نيست! بيست و سه - چهار سال پيش ايشان دست در دست آزادي ستيزان، از رهبران انقلاب فرهنگي در تراز دانشگاهي بودند و بي محابا استادان برجسته و ميهندوست را تنها به سبب دگر انديشي و يا اينكه بيشتر عمرشان را بهر روي در زمان شاه استاد دانشگاه بوده اند و حتي بسبب بستن كراوات! از كار بيكار كرده و بيسوادان اسلامي را بجاي آنها مينشاند.در سايه ئ تلاش هاي ايشان، يك دانشجوي مثلاً مكانيك هوا و فضا، بايستي چند واحد معارف اسلامي و زبان عربي و نميدانم دعاي كميل! را ميگذراند. ايشان يكبار هم در پيشگاه ملت ايران، از كارهاي تبهكارانه ئ خود پوزش نخواست و گناه را بر گردن " آتش انقلاب "! انداخت. ايشان نگفت كه خود در رديف هيزم كشان اين آتش بوده اند. ايشان ديرتر از همه، زماني تنها خواجه حافظ شيرازي نميدانست كه " سيد خندان " و اصلاحاتش در نظام ولايي راه بجايي نميبرند، جرئت و جسارت خود را از گوشه كنار گرد آورده و يك نامه ئ سرگشاده ئ انتقادي نوشت! آنهم شش سال پس از اينكه خود در شمار تئوري سازان اصلي اصلاح طلبي و دوم خرداد بود! ايشان زمان خوبي را براي پروفيل ( برجسته ) كردن خود برگزيد. كفگير اسلام ناب محمدي دارد به ته ديگ ميخورد و البته " دوستان ما در وراي مانش " ميدانند كه بايد اسلام عزيز و "بركات" آنرا براي دوران " پُست ولايي" نگهداري كرد.دينياران داخلي هم كه اسلام سنتي را از دست رفته ميبينند، دست بدامان پروتستانيسم اسلامي شده و يا لاشه ئ شريعتي را از گور بيرون كشيده و از بازگشت به سرچشمه! ( گند آلود ) اسلام سخن در ميان است. ( گو اينكه اصلاً سرچشمه خراب است و مانند مورد مسيحيت، متن و نص صريح قران، نه تنها منجر به بهبود نميشود، بلكه سر از طالبان ناب در مياورد! ) در اين ميانه، حاج فرج دباغ كه به بركت آموزش موثر انگليسي، ايدئولوگ اسلامي شده و "سروش" وحي ۱ انگليس گرديده است، " با سوات ترين"! اينهاست. ايشان آن ناخدايي هستند كه گويا قرار است اگر كشتي اسلام " سنتي" بيش از اين گرفتار گرداب ها شود، و كشتيبان! را سياستي ديگر بايد، سكان اين كشتي حامل انگل هاي اسلامي را بدست گرفته و به ياري دست غيب BBC و الخ ، باز هم زين (خوشدوخت تري) بر پشت اين ملت بهند. جالب است كه برادران مسلمان پس از سال ها محو آثار ملي و خرابي پرسپوليس و ... ستيز با مليت و مفهوم و نماد هاي آن، بتازگي ملت و مليت را باز "كشف" كرده و گاهي نيز سرود " اي ايران " از شبكه هاي IRIB بگوش ميرسد و به بهانه ئ ملا صدرا سريال شاه عباسي و كريم خاني ساخته ميشود و طنز نيز پاورچين پاورچين در جام غم ايران! راه پيدا ميكند. دينياران از هيچ فريب و ترفندي براي خر كردن مردم چشم نميپوشند و در تراز هاي گوناگون برنامه فريب را پياده ميكنند. براي كاهش تنش با زنان، بزگوارانه از چند تار موي بيرون آمده از زير روسري هاي نازك، چشم پوشي ميكنند. براي خر كردن عوام از آخوند هاي معمولي دوزاري، براي خر كردن دانش آموز و دبيرستاني از نميدانم علّامه جعفري، براي خر كردن نيرو هاي اكادميك مذهبي از امثال حاج فرج دباغ و آغاجري ! و ... سود ميبرند.هدف امّا يكي است:  نگه داشتن " بركات ( سياه ! ) اسلام " ( پس از دادن سهم شير، از جمله "شير پير" ! ). امثال سروش پس انداز ها و سوپاپ هاي اهل دين براي هرگونه شرايط سخت احتمالي و ممكن هستند كه دستكم " بيضه " ئ اسلام از دست نرود! اينها در پي نجات اسلام ( براي جيب خود)، به بهاي فروختن ملت و حقيقت هستند. اين ها در پي آنند كه چگونه اين ٥٠٠٠ فاميل نوكيسه اسلامي بتوانند پول و بخشي از قدرت سياسي خود را به ساحل نجات نظام " پس از ولايت " برسانند و مانند پينوشه و دوستان شاه، دچار خشم ملت و دادگاه هاي مردمي و بازخواست نشوند. در اينراه عمله ئ اسلام عزيز راه افتاده اند و هر كدام در ترازي و جايي ، سازگار با " استعداد هاي خود " در حال تبليغ در همه ئ گونه هاي رسانه هاي همگاني هستند. آنها ميگويند براي مصلحت ايران هم شده! براي حفظ وحدت ملي ! بياييد و به پيقنبر و امامان، به معصوميت آنها ، با قرائتي ديگر! و اينبار با عقل سنتي (!) روي بياوريم. از ترس اژدها به مار غاشيه راضي شويد!آقا جان ، ما از همه ئ اين قرائت ها خسته شده ايم. بيخ ريش خودتان! من تنها يك هشدار به دوستان جوان ميدهم : هر كه از اسلام ( ناب و الخ) سخن گفت، در پي فريب و كنترل رواني شماست! تنها به خرد خود و به دانش نوين متكي باشيد و " مريد" هيچكس نشويد. به آنان كه دست در دست آخوند ها داده اند و يا داده بودند و اكنون خود را منزه از انان ميدانند ولي باز در پي آوردن اسلام نميدانم حقيقي، سكولار!، پروتستان، مردمسالار، " كم آخوند"، بي طبقه ئ توحيدي ، قسط علي، ناب راست وحسيني! و غيره هستند، باور نشايد. هر جا كه بوي گند اسلام را شنيديد، آنجا پنهانگاه و لانه ئ انگل هاي اجتماعي و مارهاي فريبا و سرچشمه ئ ضديت با انسانيت است.

?بهنام | در 1386/4/25 ساعت 02:43 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
خاطرات يك پان اسلاميست شكست خورده

انتشار خاطرات منتظري از چند جنبه داراي اهميت است. منتظري كسي است كه در ايجاد و سر پا نگهداشتن رژيم اسلامي نقشي تعيين كننده داشته است. رو كردن برخي "راز و رمزهاي” پوشيده از مردم، آنهم از زبان يكي از بلندپايگان اين رژيم، چشم و گوش مردم را نسبت به واقعيات كريه و تكان دهنده پشت پرده بازتر ميكند. عليرغم اينكه اشاره كتاب به برخي جنايات رژيم و مشخصا قتل عام زندانيان سياسي در سال 67، موضوع تازه اي در بر ندارد اما طرح آن و چاپحكم خميني در اينمورد، سنديت بخشيدن و صحه گذاشتن بر حقيقتي است كه سالهاست كمونيستها و انقلابيون آنرا برملا كرده اند. (۱) شكاف افتادن در ميان مرتجعين خوبست. آنان براي نجات خودشان “كي بود كي بود، من نبودم”  را شروع ميكنند، دست هم را رو ميكنند. با اينكار، بدون اينكه نيتش را داشته باشند، بر اشتياق سياسي مردم و نفرت و خشم آنان از رژيم مي افزايند.اما انتشار اين خاطرات از جنبه اي ديگر نيز مثبت است. با مطالعه اين خاطرات، خواننده نسبت به تيره اي از جانوران بنام روحانيت، شناخت بيشتري پيدا ميكند. اين خاطرات خواننده را به دنياي كهنه و تاريك انديش و فئودالي نهاد روحانيت مي برد و عمق فساد و كثافتي كه در اين دنيا وجود دارد و مشغله آخوندهائي كه در آن پرسه مي زنند را مشاهده مي كند. از لابلاي اين كتاب نه تنها مي توان به كاراكتر و اخلاق و رفتار خود منتظري پي برد بلكه نقش و جايگاه نهاد روحانيت در تاريخ معاصر ايران نيز روشن تر مي شود؛ نهادي كه همواره سنگر مرتجعين بوده و با قرار گرفتن در راس رژيم جمهوري اسلامي، مسبب جنايات بيست و دو ساله است.با مطالعه اين خاطرات، خواننده بهتر متوجه مي شود كه نهاد روحانيت همواره بطور مستقيم و غير مستقيم در ارتباط با حكومت هاي ارتجاعي وقت بوده و يك ركن نظم كهن را تشكيل مي داده؛ و اينكه همواره ريش جماعت آخوند در زمينه دريافت وجوهات، به تجار و مالكان بزرگارضي بند بوده است. نشان مي دهد كه چگونه امثال خميني و منتظري بدون كمك تجار خون آشامي چون عسگر اولادي نمي توانستند سرپا بايستند. در اين خاطرات ميتوان به مناسبات و احترامات فئودالي مراجع مذهبي با يكديگر بهتر پي برد؛ اينكه چگونه رياكاري و دغلكاري و منافع مادي و جنسي شان را در لفافه اي از احاديث و آيات مذهبي، خواب و استخاره مي پوشانند؛ به زن و فرزند شان بصورت مايملك فرودست نگاه مي كنند؛ سرنوشت و ازدواج پسران و دخترانشان با استخاره تعيين مي شود؛ و شوهر دادن دخترانشان وسيله اي است براي برقراري پيوند ميان مراجع مذهبي. منتظري از يك خانواده خشكه مقدس است و يك پان اسلاميست دو آتشه. او افسوس فروپاشي امپراتوري عثماني را مي خورد و خواهان دوران شكوه و جلال اسلام است. زندگيش در حجره هاي مدرسه طلبگي غرق مطالعه و مناظره بر سر توضيح المسائل و احاديث آخوندهاي بلند پايه، گذشته است. از مشغله هايش احكام مربوط به خريد و فروش ادرار شتر است و آئينهاي مربوط به غسل و طهارت و چگونگي “مجامعت” با خر و گاو. خدمت مهم دوران جواني اش مبارزه عليه بهائيت و توده هائي است كه صرفا بجرم داشتن مذهبي بغير از مذهب حاكم، محكوم بودند گرسنگي بكشند. (۲)منتظري از كساني است كه در دهه بيست و سي شمسي، امثال نواب صفوي و جريان فدائيان اسلام را محق مي دانست؛ يعني همان جرياني كه براي حفاظت از بنيادهاي عقب مانده فئودالي و اسلامي، روشنفكر خردگرائي چون احمد كسروي را به قتل رساندند. يكي از مشغله هاي اصلي منتظري، مبارزه عليه كمونيسم است. تا آن حد كه به اتحاد استراتژيك روحانيت با شاه عليه كمونيسم و حزب توده افتخار مي كند. او بطور بيمارگونه اي ضدكمونيست است. وقتي از دوران زنداني بودنش در رژيم شاه صحبت ميكند هنوز بخاطر عدم رعايت نجس و پاكي از جانب كمونيستها دلش خون است. (۳ )خاطرات منتظري بطور غير مستقيم افشاگر همدستي نهاد روحانيت در كودتاي بيست و هشت مرداد ۳۲ نيز هست؛ هر چند سعي مي كند با سانسور در اين مورد حرف بزند و اينكه چگونه اين نهاد در توطئه هاي دربار عليه حكومت مصدق همراه شد. چگونه امثال منتظري از در مخالفت با رژيم شاه بر آمدند؟ .. رفرمدهه ۴۰ شمسي (آنجه به انقلاب سفيد شاه مشهور است)، به موقعيت نهاد روحانيت كه با اتكاء به مناسبات عميق فئودالي و نيمه فئودالي، داراي قدرت و نفوذ فراواني بود، ضرباتي وارد آورد. با اصلاحات ارضي بخشي از مالكان فئودال در هيئت حاكمه به موضع تبعي رانده شده و قدرت اقتصادي و سياسي شان محدود شد. بهمين خاطر بخش مهمي از اين جريان كه زير چتر روحانيت و نهادها و موسسات مذهبي قرار داشت، از موضعي پان اسلاميستي و فئودالي از در مخالفت با رفرمهاي امپرياليستي و رژيم شاه بمثابه مجري آن، درآمد. منتظري در خاطرات خود هرچند سعي ميكند از روي اين موضوع مهم تاريخي سريعا رد شود اما اذعان دارد كه روحانيت از آنجائي كه خود جزو مالكان بزرگ ارضي بود و يا با آنان زد و بند و ارتباط لاينفك داشت، به مخالفت با شاه كشانده شد. در خاطرات منتظري آمده كه خميني موذيانه سعي ميكرد اين واقعيت را مخفي سازد و به آخوندها رهنمود مي داد كه مساله زمين را طرح نكنيد چون كشاورزان عليه ما خواهند شوريد. البته كل اين روحانيت در ارتباط با مساله زنان صراحتا موضع خود را اعلام كرد.منتظري ميگويد: “ در آن زمان نه نفر از علما اعلاميه اي امضاء كردند كه زنها نبايد انتخاب شوند و نظر امام هم همين بود و خود ايشان هم اعلاميه دادند”.  و سپس در اسناد كتاب خود متن تلگراف خميني به اسدالله علم ـ نخست وزير وقت ـ را بجاپ مي رساند كه در آن خميني مي گويد: “... ورود زنها به مجلسين و انجمنهاي ايالتي و ولايتي و شهرداري مخالف قوانين محكم اسلام (است) كه تشخيص آن به نص قانون اساسي محول به علماي اعلام و مراجع فتوا است و براي ديگران حق دخالت نيست...”. امثال منتظري حتي در اوج مخالفت خواني با رژيم شاه، به قانون اساسي كه سلطنت و شيعه اثني اعشري ركن اصلي آنست متعهد اند؛ و نگراني شان اينست كه اعمال و زياده رويهاي شاه اساس نظام را از بين ببرد و موضعشان اينست كه “ شاه بايد سلطنت كند نه حكومت”. منتظري ميگويد در دفاعيات خود در دادگاه گفتم: “ روحانيت خدمتگزار كشور و ملت است و شما داريد با اين كارهايتان اين نيروي خوب را از دست ميدهيد....اين روحانيت است كه مردم را نگه مي دارد...”.  بيجهت نيست كه رژيم شاه و سازمان امنيت آن، عليرغم محدوديت هائي كه براي دستگاه روحانيت طي دو دهه آخر سلطنت پهلوي بوجود آورده بودند، رفتاري كيفيتا متفاوت با دو نوع مخالفين خود(يعني روحانيت و كمونيست ها) داشتند. براي رژيم ارتجاعي شاه، اسلام يك ابزار ايدئولوژيك مهم براي كنترل توده هاي روستائي و شهري و مقابله با نفوذ ايدئولوژي كمونيستي بحساب مي آمد. در شرايطي كه كمونيستها دائما سركوب مي شدند و حتي بجرم داشتن يك رمان كارگري به حبسهاي طويل المدت محكوم مي شدند، شبكه مساجد و حسينيه ها رو به گسترش داشت، اعلاميه و نوشتجات آخوندهاي مخالف خوان با سعه صدر از جانب ساواك مواجه ميشد و در شكنجه گاهها و ميدانهاي تير تقريبا آخوندي مشاهده نمي شد. .... منتظري در خاطرات خود از ملاقاتش با تيمسار مقدم رئيس كل ساواك شاه، چند ماه قبل از قيام ۵۷ (در خانه مطهري) صحبت ميكند و اينكه پيام رئيس كل ساواك (يا در واقع پيام غيرمستقيم دولت آمريكا) را براي خميني تحويل گرفته، به پاريس مي برد. اين پيام (كه به نوشته منتظري خيلي با احترام و مودبانه و دوستانه از جانب تيمسار مقدم ارائه شد) از اينقرار بود: ــ يكم، به كارگران اعتصابي شركت نفت بگوئيد براي مصرف داخلي نفت توليد كنند، چون مردم نبايد از همين اول به شما و روحانيت و انقلاب بدبين شوند.ــ دوم، ما در اينمدت تجربه خيلي داشته ايم. مواظب كمونيستها باشيد. شما بخاطر دين و مذهب داريد فعاليت ميكنيد. قيام شما يك قيام مقدس است و ما به آن احترام ميگذاريم. ولي كمونيستها از پشت خنجر ميزنند.ــ سوم، با پولهائي كه از وجوهات بدست مي آوريد، موسسات مذهبي، ديني و اقتصادي درست كنيد، حوزه ها را هم با درآمد آن بجرخانيد. منتظري از تيمسار مقدم سپاسگزار است و ميگويد: “ از صحبت هايش هم پيدا بود كه مقداري درس طلبگي خوانده، يك عرق مذهبي هم داشت. با كمونيستها خيلي بد بود و براي روحانيت احترام قائل بود”. ... (۴).... خدمات منتظري به جمهوري اسلامي منتظري واضع تئوري ولايت فقيه است: او ميگويد: “ (من) مساله ولايت فقيه و ادله آن و ضرورت آوردن آن را در قانون اساسي متذكر شدم، و اين امر صد در صد محصول مطالعات و نظر خود من بود.”  ولايت فقيه يعني توده مردم نادان و جاهل هستند، محكومند كه براي ابد در ناداني باقي بمانند، و همواره فرد يا افرادي از روحانيت بايد بالاي سر توده ها قرار داشته باشند كه بر جان و مال آنان نظارت كرده، آنها را در جهل نگاهداشته تا بتوانند با تائيد “الله” و قرآن بهتر شيره جان آنان را بكشند.  ولايت فقيه بيان ايدئولوژي برده داري و جاودانه كردن آنست. از ديگر خدمات مهم منتظري مشخص كردن و قطعيت بخشيدن به اينست كه مفسد في الارض كيست و با او چگونه بايد رفتار كرد. او در باب اختلاف نظرهاي فقهي خود با خميني مي گويد: “ بنظر من نفس مفسد في الارض بودن در حكم اعدام موضوعيت دارد و ايشان(يعني خميني) اينرا كافي نمي دانستند بهمين جهت گفته بودند اين مساله را طبق فتواي فلاني عمل كنيد. من عقيده ام اينست كه محارب هم از مصاديق مفسد است”. در اسنادي كه منتظري منتشر كرده به سندي برخورد مي كنيم: موسوي اردبيلي در نامه اي به خميني مي نويسد: “اعدام شخص مفسد كه در نظر مبارك مورد احتياط است به نظر آيت الله منتظري جايز است.... و اگر اجازه مي فرمائيد در مراجع قضائي طبق نظر ايشان عمل شود”. و خميني پاسخ ميدهد: “ مجازيد طبق نظر شريف ايشان عمل نمائيد”. منتظري فتوا مي دهد، خميني موافق است و طبق آن كمونيستها و انقلابيون و توده هاي مبارز، بعنوان مفسد و محارب، اعدام مي شوند.از ديگر خدمات درخشان منتظري، موضوع تعزيرات(يعني شكنجه) است. او ميگويد كه بلحاظ فقهي اين مساله به او ارجاع شد و قضات اسلامي براي تنظيم قوانين مربوطه به او مراجعه كردند و نوشته و امضاي او را گرفتند. اما اين حيله گر شياد، نمي گويد كه طبق آن امضاء چطور بهترين فرزندان مردم را در زندان ها قطعه قطعه كردند. منتظري مفتخر است كه در سالهاي آغازين انقلاب، او مبتكر تاسيس اهرمهاي وزارت اطلاعات در خارج كشور بوده است؛ جرياني كه بعدها عامل و مجري خبر چيني و به قتل رسانيدن مخالفين جمهوري اسلامي در خارجه بود. او مبتكر براه اندازي نماز جمعه ها و انتخاب ائمه جمعه (حتي در افغانستان) بوده است. جرياني بغايت ارتجاعي كه وظيفه اش شستشوي مغزي مردم و حقنه كردن ايده ها و ارزشهاي پس مانده اسلامي و بسيج و تحريك قشرهاي عقب مانده مردم براي سركوب هر انديشه و نيروي ترقيخواه است. از ديگر خدمات منتظري نظم بخشيدن به سيستم قضائي اسلامي و انتخاب قضات مومن و متعهد (نه فقط براي ايران كه براي خارج كشور، مثلا براي شيعيان افغانستان) است. سيستم و قضات جنايتكاري كه تا همين امروز رسالتشان خفه كردن و حكم زندان و تغزير و اعدام صادر كردن براي هر كسي است كه عليه نظام اسلامي مخالفتي ابراز كند. منتظري افتخار ميكند او براي نخستين بار در مجلس اسلامي تصريح كرد كه ملل غير فارس و غير شيعه، بايد بجاي خود بنشينند و دليلي ندارد كه هر ملتي بدنبال انتخاب نمايندگاني از بين مردم خود (آذري و كرد و غيره) باشد. و اين نه يك اعلام موضع صرف از جانب منتظري، بلكه پشتوانه سياست سركوب ملل ستمديده بويژه در كردستان بود. در مقطع ۱۳۵۸، هزاران پاسدار خشك مغز در استان اصفهان؛ كه پشت سر منتظري سينه مي زدند، با اينگونه فراخوانهاي ارتجاعي به كردستان رفتند تا توده هائي كه عليه ستم ملي و مذهبي بپاخاسته بودند و كمونيستهاي بي خدا را به خاك و خون بكشند.منتظري افتخار ميكند او مبتكر ايجاد مركز تربيت آخوند و طلبه شيعه در اينسو و آنسوي جهان بود تا مردم را بجان هم بياندازند و مانع وحدت مردم عليه ستمگران حاكم شوند؛ او بود كه به جنگ ميان شيعه و سني در افغانستان دميد و دستجاتي بوجود آورد تا جنگ و خونريزي در ميان مردم ستمديده افغانستان را تشديد كنند و مانع اين شوند تا توده ها، از هر مليت و مذهبي، در برابر همه مرتجعين هشيار و متحد شوند تا جملگي را به گورستان تاريخ بفرستند؛ منتظري مفتخر است كه او نمايندگان ولي فقيه را در دانشگاه ها تعيين كرد و هيئتي شامل كثيف ترين عناصر را براي اينكار برگزيد (افرادي مانند جنتي و محمدي گيلاني) تا رهبري ولي فقيه را بر امر سركوب و كنترل اساتيد و دانشجويان تامين كنند، سلطه ايدئولوژي اسلامي بر دانشگاهها را تضمين كنند. منتظري به بقيه فخر مي فروشد كه هيجكس به اندازه او به خميني نزديك نبوده و به اندازه او به اهداف خميني (يعني بخون كشاندن يك انقلاب توده اي و استقرار حكومت ارتجاع و جهل و خرافه) خدمت نكرده است.(۵)در خاطرات منتظري يك دوره تاريخي مهم يعني سالهاي ۶۰ تا ۶۴ غايب است؛ سالهائي كه رژيم با جنايات عظيمش در حال محكم كردن خود بود، منتظري در راس قدرت قرار داشت، وارث سلطنت خميني بود. منتظري آگاهانه اين سالها را مسكوت گذاشته تا معلوم نشود كه او در جنايات اين رژيم نقش مستقيم داشته است. منتظري چهره يك منتقد بي مايه را بخود ميگيرد. موعظه هاي ليبرالي ميكند و از زياد رويهاي برخي سران رژيم اظهار نارضايتي ميكند. اما اين موعظه ها از فراز منبري بگوش ميرسد كه بروي استخوان هاي مردم بنا شده است. انتشار اين خاطرات، منتظري را تبرئه نمي كند. او نيز بر آنجه بعد از استقرار رژيم اسلامي بر مردم رفت شريك است و هنوز نيز بر بسياري از احكام و اعمال جنايتكارانه رژيم مذهبي صحه مي گذارد. ...خاطرات منتظري... منتظري نگران بدبين شدن مردم نسبت به رژيم اسلامي است. در شرايطي كه مردم نسبت به اسلام نه فقط بدبين بلكه از آن بيزار شده اند. سالها حاكميت اسلامي با قوانين و بنيادهاي نابود كننده و فاسدش حال مردم را بهم زده است. اخلاقيات بنده وار، ضد آزادي، ضد زن، ضد شادي و جواني و غيره، مردم را به طغيان واداشته است. فرهنگ خرافه و جهل و استخاره، جامعه را به قهقرا برده است. هيچ چيز مترقي و تكامل يابنده و زنده در دين اسلام (مثل هر دين ديگري) وجود ندارد و اينرا عمل ۲۲ سال حاكميت رژيم اسلامي براي مردم عريان كرده است. بقول صادق هدايت آنجائي كه دين اسلام و مذهب شيعه با آخوند و فرهنگ نجس و پاكي و سيد و ساداتش، حاكم باشد آنجا “ ته خلاي جهان است”. مردم عليه اين گنديدگي سر به طغيان گذاشته اند؛ و نگراني منتظري همين است. او بحدي نگران اين مساله است كه ميگويد: .....انقلاب نمي كرديم بهتر بود. براي اينكه اقلا قداست اسلام محفوظ بود”.نظريه پردازان رژيم اسلامي در مواجهه با بحران ايدئولوژيكي كه جامعه را فرا گرفته، تدابير مختلفي انديشيده اند. امثال عبدالكريم سروش با تزهاي “نوانديشي” ديني وارد ميدان شدند تا تضادهاي ميان پان اسلاميسم و مدرنيسم امپرياليستي را پاسخ گويند. تلاشهاي امثال سروش براي حراست از اصل نظام و دين است تا بتواند لايه نازكي از قشر تحصيل كرده مذهبي را ارضاء كند. اينان مي خواهند همان كثافت را با مقداري رنگ و لعاب به جامعه حقنه كنند. اما با “پوپر” و فلسفه بافيهاي ارتجاعي و سفسطه گرايانه نميتوان بحران ايدئولوژيكي جامعه را پاسخ گفت. مضافا همين مساله كه امثال سروش زيادي “خودي” هستند و مغضوب هم واقع نشدند، به بي اعتمادي مردم نسبت به آنها و موعظاتشان دامن ميزد. حالا منتظري كه هم مغضوب شده و هم ظاهر “غيرخودي” تري دارد، به نجات دين و نظام آمده. يك هدف موعظه هاي منتظري بخش هائي از جامعه است كه زماني پايه هاي اين رژيم بودند و از زمان به پايان رسيدن جنگ ارتجاعي ايران و عراق و ديدن نتايج آن منفعل و بحراني شدند. آن “اصوليت” و “اخلاقيات” و معنوياتي كه بعنوان خصوصيات و اصول دين اسلام به آنان حقنه شده بود، براي بسياري از آنها زير سئوال رفت.آنها مسلمانان دو آتشه اي را ديدند كه به قيمت جنگ ارتجاعي و بروي مين فرستادن نوجوانان مردم، روز بروز فربه تر شدند. زير سئوال رفتن آن بنيادها و و احكام، پايه هاي فرسوده دين و مذهب را سست تر كرد. يك وظيفه منتظري توجيه پايه هاي سابق رژيم اسلامي، روحيه دادن به آنان و به تحرك واداشتن آنانست. هرچند براي دو دوزه بازي مشكل دارد. از يكطرف بايد در ارتباط با جناياتي كه حكومت اسلامي مرتكب شده، قيافه منتقد بخود بگيرد و از طرف ديگر نگران دين گريزي و نفرت مردم از حكومت مذهبي است. بخاطر همين تلاش ميكند تا چهره كسي را بخود بگيرد كه فقط از زياده روي و زياده خواهي برخي سران رژيم ناراضي بوده است. او محتاط است كه “انتقادهايش” خدشه اي به بنيادهاي نظام ديني و قوانين شريعت وارد نكند و حريم روحانيت و مرجعيت خدشه دار نشود. در جابجاي خاطراتش وفادارانه روحانيت و مرجعيت شيعه را تبليغ ميكند، كثيف ترين عناصر اين روحانيت از مرجع تقليد “عاليرتبه” اش بروجردي گرفته تا آخوند ساواكي اي مانند فلسفي را در پس حمايت خود قرار مي دهد.“سپاس گوئي” و همدستي امثال لاجوردي شكنجه گر و عسگراولادي زالو صفت با رژيم شاه را توجيه مي كند. براي خامنه اي نامه دلسوزانه مي نويسد و رياست جمهوري خاتمي را تبريك ميگويد. اما بيشتر از همه مراقب است كه غباري بروي عباي خميني ننشيند. مرتبا اعمال “امام راحل” را پرده پوشي مي كند و تصويري بغير از آنجه مردم از اين مرتجع دغلكار دارند، ارائه مي دهد. او هنوز خواب “امام” را مي بيند كه با هم در باغ و بوستان بخوشي مشغول گپ زدن هستند. او در واقع خواب دوراني را مي بيند كه قدرتي داشتند، و هنوز مي توانستند بر توهمات مذهبي مردم سوار بشوند و با كشتار و سركوب جامعه را در چنگ خود نگاهدارند. اما منتظري واقعا خواب مي بيند! جامعه بحراني است و مساله بود و نبود رژيم اسلامي مطرح است. ترفندهاي هيئت حاكمه ارتجاعي براي سر پا ماندن شكست خورده است. نه راه حلي براي بحران اقتصادي دارند، نه قادرند بر شكافهاي تعميق يابنده ميان خود فائق بيايند. شكاف ميان توده هاي مردم با كليت حاكميت ارتجاعي عميقتر از هميشه است. مردم با رنج و خون طعم حاكميت مذهبي و عملكرد روحانيت را چشيده اند. هيجگاه در تاريخ اين كشور، دين و مذهب و روحانيت تا اين درجه مورد تنفر مردم نبوده اند. نگراني منتظري از اينست. اما بي مايه تر از اينست كه بتواند نقشي مستقل در تحولات جامعه ايفا كند، ....منتظري يك پان اسلاميست دوآتشه است كه تاريخ حكم بطلان برويش كشيده است. اما كنار نميرود و كنار نرفتنش پايه مادي دارد. او بروي مناسبات اقتصادي و اجتماعي كه بر اين جامعه حاكم است حساب باز كرده؛ جامعه اي عميقا گرفتار در يك مناسبات عقب افتاده؛ جامعه اي كه هنوز مناسبات نيمه فئودالي زير و روي آنرا تحت تاثير قرار مي دهد و بورژوازي اش به درجه اي اسير اين مناسبات است كه امثال منتظري با فئودالي ترين و عقب مانده ترين ايده هايش هنوز زمينه اينرا مي بينند كه “قهرمان” آن باشند....  توضيحات:۱) حكم از اين قرارست: “.....سريعا دشمنان اسلام را نابود كنيد، در مورد رسيدگي به وضع پرونده ها در هر صورت كه حكم سريعتر انجام گردد همان مورد نظر است.”۲) "تمام طبقات و اصناف نجف آباد را دعوت كردم و همه عليه بهائيت اعلاميه دادند. مثلا نانواها نوشتند ما به بهائيان نان نمي فروشيم. راننده ها امضاء كردند كه ما ديگر سوارشان نمي كنيم. از همه علماي نجف آباد و افرادي كه با صنف هاي مختلف مربوطند كمك گرفتيم. خلاصه كاري كرديم كه از نجف آباد تا اصفهان كه كرايه ماشين يك تومان بود يك بهائي التماس ميكرد پنجاه تومان بدهند و او را نمي بردند.”۳) "ما در اين زندان خيلي رنج مي برديم. يك حمام كوچك داشتيم كه كمونيستها هم از آن استفاده مي كردند.....آنها مسائل اسلامي و احكام طهارت و نجاست را رعايت نمي كردند، خلاصه ما از اين برنامه خيلي اوقاتمان تلخ مي شد...ما مي گفتيم حاضر نيستيم با آنها (يعني كمونيستها) هم كاسه و هم غذا شويم.”۴) منتظري داستاني را نقل ميكند كه شنيدن آن بي فايده نيست. او ميگويد:“...آقاي قاضي خرم آبادي.... ميگفت: قبل از انقلاب كه من در خرم آباد بودم يكي از علماي لرستان كه نفوذ محلي هم داشت مقداري در رابطه با ترويج از امام و مسائل انقلاب فعاليت ميكرد و با ما همراه بود. ساواك لرستان از طريق شنود تلفنهاي او كشف كرده بود كه گويا با زني مربوط است. او را صيغه كرده يا بنا بوده صيغه كند. خلاصه ساواك خرم آباد براي مقدم كه رئيس ساواك بود گزارش كرده بود كه اين سوژه خوبي است و ما مي توانيم با افشاي اين قضيه آبروي فلاني را ببريم. مقدم گفته بود نه اين كار را نكنيد. براي اينكه اصل روحانيت كه محفوظ باشد ما مردم را حفظ كرده ايم. اگر در امور ديني بدبيني در جامعه درست شود اين به ضرر است و باعث مي شود كه ماركسيستها و كمونيستها در منطقه تقويت شوند”.  منتظري ادامه داده ميگويد: “بالاخره بعضي از آنها (يعني امثال رئيس كل ساواك شاه) افراد فهميده اي بودند و روي اين مسائل حساب ميكردند”.

۵) "همه كساني كه در جريان انقلاب بوده اند مي دانند در بين علماي زنده و علماي معاصرين كه شهيد شدند احدي را نمي توانيد پيدا كنيد كه مانند من به مرحوم امام نزديك بوده باشد و به اهداف ايشان خدمت كرده باشد.”


?بهنام | در 1386/4/25 ساعت 02:03 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر | موضوع: هشياری
«صفحه قبل :||: صفحه بعد»